امام زمان(عج)
امام زمان علیه السلام و نشانه های زمان ظهور
قالب وبلاگ

با گذاشتن 10 دقیقه وقت و خلوت کردن با امام زمان(عج) قلب نازنین مولایمان را شاد کنیم

می تونیم تو این ده دقیقه زیارت آل یاسین و دو رکعت نماز زیارت بخونیم بعد با آقا حرف دل بزنیم هر چی که دوست داریم

بهترین یار آقاست...............

فقط آقا..................

اللهم عجل الولیک الفرج


[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 21:11 ] [ محسن ] [ ]

غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود

گره بی کسی تو به خدا وا نشود

نیست یک خواهر غمدیده پرستار شما

هیچ کس همقدم زینب کبری نشود

به لب تشنه ی تو آب گوارا نرسید

مقتلت گر چه به جانسوزی صحرا نشود

پسر ضامن آهو، تو جوانمرگ شدی

مثل تو هیچ کسی وارث زهرا نشود

جگر سوخته از زهر تو را طعنه زدند

جگر سوخته با خنده مداوا نشود

قدرت زهر چه بوده که ز پایت انداخت

گفت با خنده دگر ابن رضا پا نشود

جان فدای پسرت حضرت هادی که سه روز

دید تشییع تن خسته مهیا نشود

[ سه شنبه یکم مهر 1393 ] [ 23:59 ] [ محسن ] [ ]

میلاد با سعادت حضرت معصومه (ع) کریمه اهل بیت را به محضر مقدس امام زمان (عج) و به خاندان اهل بیت و به شیعیان و محبان آن حضرت تبریک می گویم

خدا را به کریمه اهل بیت حضرت معصومه (س) قسم میدهیم فرج امام زمان (عج) ما را برساند

اللهم عجل الولیک الفرج

[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ 16:23 ] [ محسن ] [ ]
 

1. وضعیت امام غائب(عج)

آیت الله العظمی بهجت چونان سایر عالمان شیعی، امام را بزرگ ترین آیت حق، «آینه ای که تمام عالم را نشان می دهد»1، «ولیّ نعمت ها و مجرای رساندن فیض به ما»2 دانسته، دربارة امام عصر(ع) می فرمایند: «اهل بیت همه نور واحدند؛ لذا انسان به هر کدام متوسل شود از دیگری جواب می گیرد. البته مصالحی در کار است همچنان که حضرت رسول(ص) در پاسخ حاجات درخواست شده از ایشان، به حضرت امیر(ع) و آن حضرت به امام حسن(ع) تا امام زمان(ع) حواله داده اند. زیرا مجری امور در این زمان آن حضرت است؛3 نه فقط به لحاظ ظاهری بلکه به لحاظ ولایت باطنی نیز «نزدیک ترین ائمه به ما حضرت حجت(عج) می باشد».4 آیت الله بهجت به رغم اینکه آن حضرت را مالک کرة زمین و واسطة همة ارزاق و خیرات به ما دانسته ، اما دربارة وضعیت ایشان چنین می گوید:

«چه مصائبی بر امام زمان(عج) ـ که مالک همة کرة زمین است و تمام امور به دست او انجام می گیرد ـ وارد می شود، و آن حضرت در چه حالی است و ما در چه حالی؟ او در زندان است و خوشی و راحتی ندارد و ما چقدر از این مطلب غافل ایم و توجّهی نداریم.»5 همچنین در جایی دیگر از دست بسته بودن امام سخن می گوید. و مثال او را مثال ناقة صالح می خوانند. «ما از غم خوار، هادی، حامی و ناصر خود قدردانی و شکرگزاری نمی کنیم و واسطة خیر را پی می کنیم که: «فعقروها».6

پس به عکس آنچه برخی عوام تصور دارند، امام غائب، فارغ از ما، در نعمت و سرور و در باغی خوش آب و هوا منزل ندارد بلکه در صبری جان کاه روزگار می گذراند. حضرت غائب(عج) عجب صبری دارد با اینکه از تمام آنچه که ما می دانیم و نمی دانیم اطلاع دارد و از همة امور و مشکلات و گرفتاری های ما باخبر است...7. خدا عجب صبری به ولی عصر(ع) داده که هزار سال است می بیند بر سر مسلمانان چه بلاهایی می آید و چه بلاهایی خود مسلمانان بر سر هم می آورند، و همه را تحمل می کند.8

 

2. وضعیت مأمومان در غیبت

از نظر آیت الله بهجت، همه شیعیان فرزندان فاطمه(س)اند9 اما این مأمومین امام غائب دارای دو وضعیت اند: وضعیت بالقوه آنها که همان دارایی ها و امکانات آنهاست. در کلمات ایشان دو چیز گنج و کنز عالی است:

الف ـ میراث علمی ائمه اطهار(ع) : ایشان در معرفی این گنجینة مهم می فرماید: «این همه ودایع، کتب، مخازن علم، روایات، و ادعیه در اختیار ما گذاشته اند به گونه ای که اگر کسی بخواهد امامی را حاضر بیابد، یا صدایش را از نوار گوش دهد، یا در خدمتش باشد تا مطالب آنان را استماع کند ـ نه اینکه خود در محضر آنان صحبت کند ـ بهتر از اینها را پیدا نمی کند. همه چیز در دسترس ما است ولی حالمان مانند حال کسانی است که هیچ ندارند.»10

ب ـ استمرار فیض امام(ع): گنج دیگر شیعیان، داشتن امام حیّ و استمرار فیض او است که به لحاظ عملی هم اکنون هم شیعیان می توانند از او بهره ببرند. آیت الله بهجت در پاسخ به سؤالی که از ایشان شده بود: چرا ما باید از عترت محروم باشیم؟ پاسخ دادند: «چه کسی گفته از فیوضات آنان محروم ایم؟ ما به اختیار محروم ایم! همچنین: «نور الامام فی قلوب المؤمنین انور من الشمس المضیئه بالنهار» منتها دنبال کردن و طلب می خواهد. در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان(عج) نسبت به محبان و شیعیان اش زیاد دیده شده است باب لقاء و حضور کاملاً مسدود نیست، بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد.»11

در نظر ایشان اساساً امام(ع) از نظر ظالمان محجوب است نه عارفان: حضرت از اعین الظالمین محجوب است: «المحجوب عن اعین الظالمین» اما کسانی که نه ظالم اند، نه رفیق ظالم و نه با ظالمان معاشر، آن حضرت از دید آنان محجوب نیستند».12

اما این وضعیت بالقوه شیعه و امکانات اوست. وضعیت بالفعل و موجود مأمومین در نظر ایشان پست و ناچیز است: «مسلمانان زعیمی ندارند که در زیر لواء و پرچم او قرار گیرند زیرا سنّیان که اصلاً قائل به زعیم و امام نیستند و شیعه هر چند اعتقاد به امام دارد ولی در عمل و وضعیت مانند سنّیان هستند و با آن فرقی ندارند!»13

در واقع یک تشیع اسمی است. از این رو انذار می دهند: «اگر امام زمان هم بیاید با او همان معامله را می کنیم که با آبای طاهرینش کردیم! آیا می شود امام زمان(ع) چهار صد میلیون [تعداد شیعیان] یاور داشته باشد و ظهور نکند؟14

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بندگانی هستند که علم و صوابشان مُطَّرِد است یعنی با داشتن مقام عصمت، نه خطا می کنند و نه خطیئه و امام زمان(عج) عین الله الناظرة و اذنه السامعه و لسانه الناطق و یده الباسطة (چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویا و دست گشادة خداوند) است و از اقوال، افعال، افکار و نیّات ما اطلاع دارد، مع ذلک گویا ما ائمه و به خصوص امام زمان(عج) را حاضر و ناظر نمی دانیم بلکه گویا مانند عامّه اصلاً زنده نمی دانیم و به کلّی از آن حضرت غافل هستیم.»15

یعنی با وجود در اختیار داشتن میراث علمی آنها مثل کسانی هستیم که هیچ ندارند و نسبت به فیوضات معنوی آنها نیز مثل کسانی هستیم که اصلاً امام را متولد شده نمی دانند!

 

3. اسباب غیبت امام(ع)

نکتة در خور توجّه در کلمات ایشان این است که ایشان چنین غیبتی را بی سابقه می دانند: « امیدوارم خداوند برای یک مشت شیعة مظلوم، صاحبشان را برساند. زیرا در عالم چنین سابقه ای نداشته و ندارد که رئیس و رهبری از مریدان و لشکرش این قدر غیبت طولانی داشته باشد! چه باید گفت؟ معلوم نیست تا کی! در تمام امّت های گذشته غیبت مقدّر شده است ولی در هیچ امّتی چنین غیبتی با وقت نامعلوم غیرمقدّر اتفاق نیفتاده است.»16

بر این اساس از آنچه گذشت می توان حدس زد عامل اصلی غیبت نزد ایشان چیست؟

آیت الله بهجت، اصلی ترین مسبّب غیبت را خود مردم می بینند؛ گذشتگان به نوعی و موجودین به نوعی دیگر؛ «سبب غیبت امام زمان(ع) خود ما هستیم زیرا دستمان به او نمی رسد وگرنه در میان ما بیاید و حاضر شود چه کسی او را می کشد؟ آیا جنّیان آن حضرت را می کشند یا قاتل او انسان است؟ ما از پیش در طول تاریخ ائمه امتحان خود را پس داده ایم که آیا از امام تحفّظ و اطاعت می کنیم و یا اینکه او را به قتل می رسانیم؟!»17

ایشان از عدم قدردانی و شکرگذاری مردم نسبت به غم خوار، هادی، حامی و ناصر خویش، و حتی بدتر از آن اینکه برخی آلت دست دشمنان امام هم می شوند، گله می کنند: « با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عین الله الناظره است آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؟ و هر کاری را که خواستیم انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟! همة ادوات و ابزار را از خود او می گیریم و به نفع دشمنان به کار می گیریم و آلت دست کفار و اجانب می شویم و به آنان کمک می کنیم!»18

 

4. اسباب ظهور امام(ع)

آسیب اصلی در نظرگاه آیت الله بهجت، آسیب رابطة امام و مأموم است. از این رو راه حلّ محوری ایشان اصلاح این رابطه و تعمیق آن است. تصریح می کنند: «تا رابطة ما با ولیّ امر ـ امام زمان(عج) ـ قوی نشود کار ما درست نخواهد شد.»

اما قوی شدن این رابطه چگونه است؟ ایشان در این باره رویکرد اخلاقی خویش را بیشتر آشکار کرده، ادامه می دهند: «قوت رابطة ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است. آیا واقعاً تا خودمان را اصلاح نکنیم کار درست می شود؟»19

لذا اصلاح نفس، تحکیم ایمان و تطبیق عقیده و عمل بر عقیده و عمل امام(ع) در بیانات ایشان از درخشش و تأکید خاصی برخوردار است.

«ما می خواهیم هر کاری دلمان می خواهد بکنیم؛ به نزدیکان مان به دوستان مان هر کاری می خواهیم بکنیم اما دیگران، دشمنان حق ندارند به ما اسائه ای بکنند. ما اگر به راه بودیم و در راه می رفتیم چه کسی امیرالمؤمنین(ع) را می کشت؟ چه کسی امام حسین(ع) را می کشت؟ چه کسی همین امام حیّ حاضر را که هزار سال است از دیده ها غائب است مغلو ل الیدین (دست بسته) می کرد؟20

برای مؤمنان، تثبیت در دین و ایمان، ثبات قدم تا ظهور آن حضرت، از ظهور آن حضرت مهم تر است.»21

این راه حلّ محوری از سوی ایشان مبتنی بر تحلیلی است که از وضعیت موجود شیعیان و دشمنان دارد. «ما که قدرت دفاع در برابر قدرت های بزرگ دنیا را ـ که برای ما با هم هم دست شده اند ـ نداریم و نمی توانیم به صورت ظاهر با آنان بجنگیم. چرا دست از وظیفه خود برمی داریم؟! وظیفة فعلی ما با این همه ابتلائات و آتش هایی که برای نابودی شیعه در ایران، عراق، لبنان، پاکستان، افغانستان و ... فروخته شده دعا و توسل به حضرت حجت(عج) و توصیة دیگران به دعاست.»22

توسل و دعا که شاخصی برای به سازی رابطه مأمومین و امام خویش است، در بیان آیت الله بهجت جایگاهی خاص و ویژه دارد. اما نباید گمان کرد که تنها وظیفه در قبال ظهور را فقط دعا و استغاثه می دانند. ایشان برای تحقق راه حل محوری ای که اشاره شد هم راه کارهای اجتماعی ارائه می کنند و هم راه کارهای فردی.

 

الف) راه کارهای اجتماعی

آیت الله بهجت از یک سو، بندگی و اطاعت را موجب تصحیح رابطه با امام و مسبّب همة کمالات دانسته، از سوی دیگر مانع جدی در این امر را اجانب و کفّار می دانند:

چه می شد به واسطة بندگی خدا، روابط ما با آن آقا (حجت بن الحسن(عج)) محفوظ می ماند؟ دیگران نگذاشتند هر چند ما هم مقصریم و نخواستیم اتصال میان ما و آن حضرت محفوظ باشد.23

در دیدگاه ایشان اصلی ترین نقشة کفار، ضربه زدن به آن رابطة اصیل و دور کردن مسلمین از ثقلین است:

ائمه ما(ع) دعاها را در اختیار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببینند. انبیا آمده اند که ما را از دنیا و توجه به آن دور سازند ولی کفّار به ما می گویند: دین را کنار بگذارید تا ما به شما دنیا دهیم و وسایل راحتی ظاهری ـ نه راحتی درونی ـ شما را فراهم کنیم! البته این سخن هم دروغ است، زیرا اگر آنان برای ما راحتی دنیا را می خواهند پس چرا این همه بر سر تسلّط بر ما، با هم نزاع دارند. نقشة کفار این بوده و هست که قرآن را از دست مسلمانان بگیرند و روحانیت را از منابع دینی و معنویات و سرچشمه های معارف ـ یعنی قرآن و سنت ـ جدا سازند، تا این دو سلاح مهم از دست مسلمانان خارج گردد و راه تسلط آنان بر بلاد و ثروت های مسلمانان باز شود. ولو به اینکه کسانی را در رأس قرار دهند که طبق مرام آنان کتاب و سنت را توجیه کنند و دیگران نابود، منزوی یا کشته شوند: ای کاش می دیدیم که گرگ ها به ما هجوم آورده اند و ما را می خورند!24

در پی این درک خاص است که راه کار اصلی اجتماعی ایشان برای تأمین آن مقصود، توصیه به عدم اختلاط با کفار است؛ هم اختلاط سیاسی ـ اقتصادی و هم اختلاط فرهنگی ـ فکری.

در ادامه سخن پیشین ایشان بیان می نماید:

با این وضع چه باید کرد؟ هر چه به ما فرمودند:

لا تتخذوا الکافرین اولیاء

(کافران را به عنوان دوست و سرپرست خود نگیرید).

گوش نکردیم! حالا با این اوضاع و گرفتاری و بلاها که بر سر ما مسلمانان می آید چه باید بکنیم؟ اگر تکلیف خود را بدانیم که چه باید بکنیم و به آنچه فهمیدیم عمل بکنیم از جهت علم به وظیفه فردای قیامت راحت ایم.25

اختلاط ما با کفار آخرش به همین جا می کشد؛ یعنی ابتدا از مسلمانان پذیرایی می کنند، به آنان احترام می گذارند، آنان را به بلاد خود دعوت می کنند و در تجارت و معاملات بازرگانی خود داخل می کنند، وقتی رؤسا و سیاست مداران مسلمان مست پول و غیر پول شدند مسلمانان حاضر می شوند امتیازاتی بدهند تا آنان بر بلاد اسلامی حکومت کنند. بدین ترتیب اختلاط با کفار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسان تر می سازد. آیا اگر مثلاً کفار بر نفت ایران حکومت کردند، می شود که نتوانند بر ایران و ملت ایران حکومت کنند؟ و مالک الرّقاب ممالک اسلامی و مسلمانان نشوند؟26

در این بیانات مشکل اصلی صدمه زننده به رابطة قوی با امام زمان(ع)، غرب زدگی مسلمانان دانسته شده است. لذا این مرجع عالیقدر شیعه، غیر از منع سیاست هایی که به حاکمیت سیاسی غرب بر مسلمین بینجامد به راه کارهایی اشاره می فرمایند که شیعیان را از تهاجم فرهنگی غرب و جدا شدن آنها از امام خویش نجات دهد:

 

1. هجرت و ایجاد برادری ایمانی

دربارة هجرت چنین می فرمایند:

ممکن است کسی در بلاد کفر سکونت داشته باشد ولی ایمان و اعتقادش بر خلاف حکومت های بی دین و یا بی عقل باشد و با این حال منتظر فرج باشد. ولی اگر کسی بخواهد عبادت کند و به خدا ایمان داشته باشد، یا ایمانش محفوظ بماند این امر متوقف بر نقل مکان و انتقال محل سکونت، از آن بلاد به بلاد اهل ایمان است [و در صورتی که] منتقل شدن از آنجا برای او ممکن باشد، باید برای حفظ دین و ایمان خود و اهل بیت خود به بلاد اهل ایمان مهاجرت کند، وگرنه به خود و اهل خود ظلم نموده، مقصّر خواهد بود.27

در کنار دستور هجرت به بلاد مؤمنین، از اهل ایمان هم می خواهد، با هم کمال برادری و هم دردی را داشته باشند:

چقدر رحمت خداوند شامل حال کسانی است که برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که برای مسلمانان و اهل ایمان وارد می شود بی تفاوت نباشند و گریه و تضرع و ابتهال کنند! اگر مسلمانی در چین مبتلا شود ابتلای او ابتلای ماست و ما باید خود را مثل او گرفتار بدانیم!28

ایجاد این هم دلی و دل سوزی اثرات بسیار دارد. ایشان در یک تحلیل عرفانی روان شناختی، نبود این علامت بین مؤمنان را مذمت می کند.

با اینکه اندوه و شادی مؤمن به دیگران سرایت می کند چرا ما با این همه بلا ها و مصایب که بر اهل ایمان وارد می گردد بی تفاوت هستیم؟ یا ما ایمان نداریم، یا قلب ها قسی شده است! در روایت است که ظهور قائم آل محمّد(ص) «بعد قسوة القلوب؛ پس از قساوت دل ها» خواهد بود.29

 

 

2. مصونیّت سازی فرهنگی

هجرت از بلاد کفر یک انتقال فیزیکی از مناسبات جاهلی است و هجرتی از غرب جغرافیایی است اما آنچه از بدعت ها و بی دینی ها که در تمام عالم پراکنده شده و به دار اهل ایمان هم راه یافته است را طور دیگر باید سدّ کرد تا بتوان به بهبود رابطة ایمانی و بندگی و تصحیح رابطه با امام خویش اقدام نمود. حضرت آیت الله بهجت در این باره نیز دو دستور شاخص دارند:

اول، طی طریق سلف: گویا ائمة ما(ع) این مطلب را اتمام حجت کرده اند، لذا فرموده اند: برای فرج بسیار دعا کنید. البته نه اینکه لقلقة زبان باشد. و نیز فرموده اند «تمسّکوا بالأمر الأوّل؛ به راه و رسم نخست عمل کنید» یعنی در وقایع و رویدادهای تازه، آن گونه که در گذشته، عمل می کردید عمل کنید.

دوم، احتیاط و توقف: ائمه ما به ما یاد داده اند که به یقینیات عمل کنیم و هر جا یقین نداشتیم توقف و احتیاط کنیم.30

ولی از ایشان سؤال شد: از حضرت رسول(ص) دربارة آخرالزمان و فتنه های آن نقل شده که فرموده اند: تشخیص تکلیف در آن زمان مشکل است پس چه باید کرد؟ پاسخ فرمودند:

اگر به دست آوردن تکلیف مشکل باشد، احتیاط کردن که مشکل نیست! باید توقف کرد و احتیاط. برای ما اتمام حجت شده است.31

و در جای دیگر بیانی دارند:

پس در فتنه های آخرالزمان که مانند پاره های شب تاریک است، شایسته است احتیاط و توقف نمودن تا راه حق روشن شود و همگان توان احتیاط را دارند و آن سلاح عمدة اهل ایمان است. و تنها کسی نجات می یابد که در ایمان خود استوار بوده، برای تعجیل فرج دعا کند و در اعتقاد به تمام عقاید حقّ ملتزم و استوار باشد.32

واضح است نهادینه شدن این دستور در میان مؤمنین، از اختلاط فرهنگی با اجانب و به تعبیر ایشان از هم جنسی و هم شکلی که زمینه ساز تسلط سیاسی آنهاست جلوگیری می کند.

چه بسیار از مشهورات زمانه که مشمول این اصل می شود و چه بسیار رفتارها و صناعات و ... که تجنّب یا توقّف در آنها به صلاح ایمان و ولایت شیعیان است.

ایشان به طور کلی در این گونه امور اجتماعی با نگاهی خاصّ نگریسته، می گویند:

«ما نباید در امور اجتماعی به دیگران نگاه کنیم و از این و آن پیروی کنیم زیرا افراد معصوم نیستند، هر چند بزرگ و بزرگوار باشند، بلکه باید نگاه کنیم و ببینیم اگر خودمان تنها بودیم و دیگران نبودند، آیا انجام می دادیم یا نه؟ نباید به دیگران کار داشته باشیم! ما نباید خود را با اهل سنت قیاس کنیم! ما باید رضا و میل امام زمان(عج) را در کارها به دست آوریم، چه در مصرف سهم امام(ع) و چه در کارهای اجتماعی.33

اهمیت راه کارهای اجتماعی برای حفظ از گزند کفار این قدر زیاد است که ایشان گرد هم نشستن شیعه و سنّی برای چاره اندیشی را لازم می داند:

بنابراین آیا حال که همة مسلمانان ـ چه شیعه و چه سنی ـ اعتقاداً یا عملاً ـ زعیم ندارند نباید در کنار هم بنشینند و چاره اندیشی کنند؟ آیا نباید محافظت و مواظبت کنیم؟! آیا نباید بنشینیم و راه محافظه را پیدا کنیم که چگونه از دست دشمن در امان باشیم تا دین و دنیا و مذهب ما محفوظ بماند؟34

ایشان توسّلات و عزاداری ها و زیارات را ظرف الصاق و اتصال به امام و از این رو مورد تهاجم کفّار معرفی می نماید:

این توسّلات، عزاداری ها، سوگواری ها، زیارت قبور اهل بیت(ع)، علامت آن است که اهل ایمان به آنان اتّصال و الصاق دارند و هنوز از آنان منحرف نشده اند، لذا کفار و دست نشانده های آنان دستور داشتند که بین مسلمانان و قرآن ـ تا چه برسد به مساجد و تکایا و مجالس عزا و روضه خوانی ـ جدایی بیندازند، زیرا همة آنها ضد خواسته های سلاطین جور بودند لذا فرمان تخریب قبور یا تعطیلی مجالس روضه خوانی را دادند.35

 

ب) راه کارهای فردی

نمی توان کتمان کرد که دیدگاه آیت الله العظمی بهجت بیش از آنکه از ایشان چهرة یک مصلح اجتماعی نشان دهد، سیمای یک عالم اخلاق را به نمایش می گذارد که به حوزة اجتماع، سیاست و فرهنگ هم نظر دارد لکن با رویکردی اخلاقی؛ لذا توصیه های اجتماعی او نیز رنگ و بوی اخلاقی دارد. در راه کارهای فردی، این شخصیت با این رویکرد آشکارتر می شود.

ایشان مشکل اصلی را در ضعف رابطة مأمومان با امام خویش در حوزة علم و عمل (عقیده و ایمان، و رفتار) می دید لذا محور دعوت او بر اصلاح خویش بود.

در پاسخ به این پرسش که: ایشان چگونه ارتباط خود را با اهل بیت، به ویژه صاحب الزمان(عج) تقویت کنیم؟ چنین پاسخ داده اند:

اطاعت و فرمان برداری از خداوند، بعد از شناخت او، موجب محبتّ به او می شود و همچنین موجب محبت کسانی که خداوند آنها را دوست می دارد؛ که عبارتند از انبیا و اوصیا که محبوب ترین آنها به خداوند حضرت محمدو آل او(ع) می باشند و نزدیک ترین آنها به ما صاحب العصر(عج) می باشد.36

واضح است عبادات و به خصوص ادعیه و توسلات در تقویت این رابطه نقشی جدی دارد از این رو ایشان حتی در قبال فتنة تهاجم آمریکا به افغانستان هم فرمودند:

در این فتنه های اخیر، مخصوصاً فتنة جنگ آمریکا در افغانستان باید «اللّهمّ اشغل الظّالمین بالظّالمین...» را زیاد خواند. ظالمان به بهانه های بیهوده و دروغ و به هر بهانه ای می خواهند مسلمانان را از بین ببرند. باید به حضرت ولی عصر(ع) توسل کرد و درخواست کرد که این فتنه ها به خود ظالمان برگردد.37

سفارش به دعا و تضرع، به خصوص دعای فرج یا تثبیت ایمان، زیاد در کلمات ایشان به چشم می خورد. البته نکتة قابل توجه در این باره این است که، معظم له اولاً توبه را شرط دعا دانسته و ثانیاً توبه هر چیز را به حسب حال آن چیز متمایز می دانند و از اینجا هم نقبی به گناهان اجتماعی زده می فرمایند:

اصلاح فعلی ما در چیست؟ به بازگشت و توبه از کارهایی که خودمان می دانیم در داخل یا خارج انجام می دهیم. در خلوت مان با خدا، در تضرعاتمان و توبه مان، در نمازهایمان و عباداتمان دعاها خصوصاً دعای شریف «الهی عظم البلاء و برح الخفاء» را بخوانیم و از خدا بخواهیم صاحب کار را برساند، و با او باشیم.38

وظیفة فعلی ما با این همه ابتلائات و آتش هایی که برای نابودی شیعه در ایران، عراق، لبنان، پاکستان، افغانستان و ... افروخته شده، دعا و توسل به حضرت حجت(عج) و توصیة دیگران به دعا است. دعای خود حضرت را برای حضرت بخوانیم و دعای تائب کنیم. البته توبة هر چیزی به حسب خود آن چیز است.39

دقیقاً همین نکته که، توبة هر چیز به حسب آن چیز است، از بطن دعا و تضرع، فعالیت و اقدام به جبران را نیز بیرون می آورد و دیدگاه ایشان را از خانه نشینی صرف و دعا کردن تنها پالایش می نماید. ایشان در فرازی پس از تأکید بر همین نکته می افزاید:

عواقب گناهان اجتماعی که موجب تغییرات در جامعه، اختلال نظام و انحلال آن، یا تحریم حال و ترک واجب، یا مصادرة اموال، هتک حرمت، قتل نفوس زکیه، ریختن خون مسلمانان، حکم به ناحق و ... می شود چگونه خواهد بود؟40

می بینید از توبة مناسب حال به گناهان اجتماعی ای چون: تغییر جامعة ایمانی و اختلال نظام اسلام یا انحلال آن، که نکاتی بسیار حائز اهمیت است توجه می دهد. عدم احتیاط و توجه به طریق سلف، گاه موجب می شود بدعت هایی همه گیر و مناسباتی غلط بر مسلمین حاکم شود که توبه و رهایی از آنها شرط پذیرش دعاست و تخلص از آنها بدون فعالیت اجتماعی سودمند و مغایر با آنها ممکن نیست. نکتة دیگری که در این باره در خور توجه است. کمیت این دعاهاست که باز نوعی همکاری و تعاون را طلب می نماید: «آن حضرت فرموده اند:

برای تعجیل فرج من زیاد دعا کنید.

خدا می داند تعداد این دعاها باید چقدر باشد تا مصحلت ظهور فراهم آید.41

دعای مقرون به، عمل به واجبات و ترک محرمات است که موجب تثبیت ایمان و تصحیح رابطه با امام می گردد:

تنها انتظار فرج کافی نیست. تهیّأً بلکه طاعت و بندگی نیز لازم است. مخصوصاً با توجه به قضایایی که پیش از ظهور امام زمان(عج) واقع می شود به حدی که «ملئت ظلماً و جوراً؛ زمین از ظم و ستم لب ریز می شود.» خدا می داند که به واسطة ضعف ایمان بر سر افراد چه می آید!42

ایشان به رغم آنکه باب لقا و حضور را مسدود ندانسته، حتی رؤیت جسمانی امام(ع) را نیز ممکن می دانند لکن اشتغال به این وظایف را برتر از تشرّف معرفی می فرمایند:

لازم نیست انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر(ع) تشرف حاصل کند بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز سپس توسل به ائمه بهتر از تشرّف باشد. زیرا هر کجا که باشیم آن حضرت می بیند و می شنود و عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است. زیارت هر کدام از ائمه اطهار(ع) مانند زیارت خود حضرت حجت است.43

 

 

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 10:54 ] [ محسن ] [ ]

ایام سوگواری مولای عالمیان، وصی رسول الله (ص) ، شاه عالم،قسیم نار و جنه، اسد الله الغالب،دلیل خلقت،زوج فاطمه الزهرا ، حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) را به پیشگاه مقدس حضرت رسول (ص) و اهل بیت (ع) و به پیشگاه امام زمان (عج) و شیعیان و محبان آن حضرت تسلیت میگویم

خدا را به حضرت علی قسم میدهیم تا فرج آقا و سرور ما را برساند

اللهم عجل الولیک الفرج

[ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 ] [ 19:18 ] [ محسن ] [ ]
به نام خداوند کریم

شاید هزار و چند سال از غیبت امام زمان(عج) می گزرد اما در هیچ دوره ای به اندازه دوره ما جای خالیه ایشان احساس نشده.

این همه ظلم در جهان

جنایت های عجیب و وحشتناک مثل گروه داعش که از هیچ جنایتی کم نمیاره آیا ایناها انسانند یا پست تر از حیوان

بی بندوباری در بین زنان

بی غیرتی در بین مردان

ترک واجبات و انجام معصیتها

و...........

بیاین همه دست به دست هم بدی و از خدا بخوایم که فرج آخرین حجتش را برساند

دوستان به خدا آقامون غریبه بیایین با ایشان بیعت کنیم و آقا را یاری کنیم

فقط با انجام ندادن یک گناه ایشان را یاری کنیم.

اللهم عجل الولیک الفرج

 

 

 

 

 

 

[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 18:27 ] [ محسن ] [ ]
به نام خدا

سلام به تمام عاشقان مهدی(عج)

حلول ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا را به تمام شیعیان تبریک می گویم

دوستان در این ماه سعی کنید تا جایی که می تونید برای فرج مولایمان دعا کنید.

این ماه حضرت زهرا (س)است .هر کس حضرت زهرا را درک کند شب قدر را درک کرده است این سخن معصوم است بیاید در این ماه از تموم وجود برا آقایمان کار کنیم و زمینه ظهور ایشان را فراهم کنیم فقط با ترک معصیت حتی اگه شده یک گناه را برای آقا بزاریم کنار

دوستان سوره قدر را در این ماه زیاد بخوانید

نماز شب را فراموش نکنید

افطاری دادن را فراموش نکنید حتی اگه شده با دادن یک خرما

و مهمترین چیز ترک معصیت را فراموش نکنیم

برای سلامتی و فرج امام زمانمان (عج)صلوات

اللهم عجل الولیک الفرج

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 22:24 ] [ محسن ] [ ]
به نام خدا

سلام

میلاد با سعادت حجت و ولی خدا امام زمان (عج) را به پیشگاه مقدس امام زمان (عج) و تمام شیعیان و محبان آن حضرت تبریک میگویم

دوستان با خود عهد کنیم به احترام  امام زمانمان(عج) یک گناه را ترک کنیم تا با این کار یک قدم به فرج آقا نزدیک تر شویم

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم صل عل محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

 

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 23:27 ] [ محسن ] [ ]

میلاد با سعادت امام حسین (ع) و امام سجاد(ع) وحضرت قمر بنی هاشم(ع) و حضرت علی اکبر(ع) به

پیشگاه مقدس امام زمان(عج)و شیعیان ومحبان آن حضرت تبریک میگویم

امیدوارم خدا به حرمت این بزرگواران فرج ولی عصر (عج) را برساند

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

[ دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ] [ 23:25 ] [ محسن ] [ ]

مبعث پیامبر (ص) را به محضر نازنین امام زمان (عج) و بانوی عالم حضرت خدیجه(س) و به پیشگاه قدس حضرت زهرای بتول و حضرت امیر (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت و شیعیان و محبین آن حضرت تبریک میگویم

همه ما میدونم بیشترین رنجها را در بین پیامبران حضرت رسول (ص) دیدند

بیاین با خود عهد کنیم امروز به احترام آقا یک دونه گناه رو برای همیشه بزاریم کنار

80میلیون جمعیت داریم هر کی یک دونه بزاره کنار میشه 80میلیون گناه کم میشه

میدونید چقدر دل آقا شاد میشه

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

 

[ دوشنبه پنجم خرداد 1393 ] [ 23:59 ] [ محسن ] [ ]
به نام خدا

سلام خدمت همه دوستان

شیعه همه جا رهبر و مولایش علی است    دنیایش علی بوده و عقابش علی است

بی مهر علی همه زهد ابوذر همه هیچ        سلمان که محمدی است آقایش علیست


علی علیه السلام و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.


میلاد با سعادت پادشاه آسمان و زمین ،یعسوب الدین،فاروق اعظم،صدیق اکبر،غالب کل غالب،آیت الله العظمی،امیرالمومنین،زوج زهرای بتول(س)،یدالله،علی بن ابیطالب بر عزیز زهرا روحی فداه و بر تمامی شیعیان جهان مبارک باد.


بیایید در این عید بزرگ با خود عهد کنیم فرزند غریب ایشان را یاری کنیم

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:57 ] [ محسن ] [ ]

علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 22:18 ] [ محسن ] [ ]

میلاد با سعادت حضرت زهرا (س) را خدمت امام زمان (عج) و تمام محبان و شیعیان آن حضرت تبریک عرض میکنم


خدا را به حق حضرت زهرا قسم میدهیم فرج امام زمان (عج) را برساند

اللهم عجل الولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم

[ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 ] [ 0:7 ] [ محسن ] [ ]

اين روزها مسير حياتش عوض شده

شهر مدينه اي که صراطش عوض شده

 از ياد رفت آل محمد(ص) به راحتي

بعد از پيامبر، صلواتش عوض شده

 هيزم کنار خانه‌ی زهرا(س) براي چيست؟

ترحيم مصطفاست، بساطش عوض شده

 بر آستانه‌ی در «جنت» دخيل بست !

حتي مرام شعله‌ی آتش عوض شده

 باران تازيانه و گلبرگ هاي ياس؟

اين شهر، بارش حسناتش عوض شده

 اما چرا نشسته به پهلوي فاطمه

انگار ميخ در ثمراتش عوض شده

 اين فاطمه ‌ست که ز علي(ع) رو گرفته است؟

يا آفتاب خانه صفاتش عوض شده

 عطري کبود مي وزد از سمت معجرش

در بين کوچه ها نفحاتش عوض شده

 او رفتني است، اين در و ديوار شاهدند

اين روزها اگر حرکاتش عوض شده

نه سنگ قبر و گنبد و گلدسته و ضريح

حتي شمايل عتباتش عوض شده



[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 21:24 ] [ محسن ] [ ]
ای اهل عالم فقط حیدر امیر المؤمنین است


 

[ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ] [ 22:10 ] [ محسن ] [ ]
شخصيت حضرت معصومه

از مقام عصمت كه (تنها مخصوص چهارده تن مي‌باشد و اززنان تنها حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ داراي اين مقام مي‌باشد) بگذريم، حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ از جمله زناني است كه مي‌توان ادعا كرد كه تالي‌تلو معصوم است؛ زنان اندكي ظرفيت آن را داشتند كه بيشترين بهره را از فروغ جاودان الهي و نور ولايت، دريافت كنند و بتوانند خود را در كمالات معنوي اندكي پايين‌تر از معصومان ـ عليهم السّلام ـ بسازند، بسان حضرت زينب كبري و حضرت معصومه ـ عليهما السّلام ـ [1] بنا به مقتضاي عبارت معروف «أهل البيت أدري بما في البيت» اهل خانه از آنچه كه در خانه مي‌گذرد، بيشتر از ديگران مي‌دانند، بهتر است آن بانوي بزرگ را از زبان امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ بشناسيم.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: خدا حرمي دارد و آن مكه است، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ حرمي دارد و آن مدينه است، اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ حرمي دارد و آن كوفه است... بهشت هشت در دارد كه سه تاي آن از قم است؛ در اين شهر زني از فرزندان من از دنيا مي‌رود، نام او فاطمه دختر موسي ـ عليه السلام ـ است و با شفاعت او همه شيعيان من روانه بهشت مي‌شوند.[2]
شهر قم مدفن تعداد زيادي از امامزادگان است و هر كدم داراي مقامات بس والايي هستند، اما ائمه ـ عليهم السّلام ـ تنها از اهميت شخصيت و زيارت دختر موسي بن جعفر ـ سلام الله عليها ـ سخن گفته‌اند، اين خود نشانگر عظمت معنوي اين بانوي بزرگ است.
يكي ديگر از نشانه‌هاي شخصيت آن حضرت داشتن زيارت نامه مخصوص بسان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و امامان ـ عليهم السّلام ـ است، در حالي كه در آرامگاه‌هاي ديگر امامزادگان به طور معمول خواندن فاتحه مرسوم است. چند نكته در زمينه شخصيت آن بانوي بزرگ در خورد توجه است:
1 . مسافرت ايشان پس از هجرت اجباري برادر بزرگوارش امام رضا ـ عليه السلام ـ به مر، به سمت ايران به جهت ديدار با برادر، اما آنگونه كه مورخان نوشته‌اند اين مسافرت به سرانجام نرسيد و حضرت معصومه با رسيدن به ساوه بيمار شد و دستور داد او را به قم ببرند و در همين شهر بود كه جان را به جان آفرين تسليم كرد.[3]
حركت آن حضرت از مدينه به سمت ايران با اين مسير طولاني و به جان خريدن همه سختي‌هاي مسافرت مخصوصاً خطراتي كه از ناحيه حكومت مأمون آن حضرت را تهديد مي‌كرد حاكي از شخصيت سياسي و اجتماعي اين بانوي بزرگ است.
2 . در اين مسافرت آن گاه كه مريض شد و از دستيابي به امام رضا ـ عليه السلام ـ مأيوس شد با توجه به آگاهي او از موقعيت آينده قم و مركزيت فرهنگي آن دستور داد او را به قم ببرند تا پس از پرواز روح بلندش به سوي ملكوت، حرم بهشت گونه‌اش مأمن عاشقان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ قرار گيرد.
اين تصميم يعني دستور براي رسيدن به قم، حاكي از داشتن ديد فرهنگي دختر موسي بن جعفر ـ سلام الله عليها ـ است. در اين راستا وقتي زندگي‌نامه آن حضرت را مطالعه كنيم در مي‌يابيم كه يكي از القاب مشهور آن حضرت «محدثه»[4] است، وي رواياتي را از اجداد طاهرينش نقل كرده، همچنين جمعي از ارباب علم حديث از او نقل حديث كرده‌اند؛ از آن جمله مي‌توان به روايتي كه آن حضرت در سلسلة سند هست و به خبر مسلسل به فواطم[5] مشهور شده اشاره كرد:
بكر بن احمد قصري از فاطمه دختر امام رضا ـ عليه السلام ـ و او از فاطمه (حضرت معصومه) و زينب و ام كلثوم دختران امام كاظم ـ عليه السلام ـ و آنان از فاطمه دختر امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده‌اند و سند اين حديث به حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مي‌رسد كه فرمود: آيا فراموش كرده‌ايد فرمايش رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ را در روز عيد غدير كه فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه».[6]
و همچنين روايت ديگري با همين سلسله سند كه به حديث معراج مربوط است.[7]

نتيجه:
1 . حضرت معصوم ـ سلام الله عليها ـ داراي شخصيتي معنوي و ارزنده است همان‌گونه كه از سخنان معصومان ـ عليهم السّلام ـ استفاده مي‌شود.
2 . بعد سياسي و فرهنگي شخصيت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ نيز قابل توجه است، همان گونه كه از زندگي‌نامة آن حضرت قابل استفاده است.

------------------------------------------
[1] . حكيمي، محمد،‌حضرت معصومه و شهر قم، معاصر، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ دوم، 1376، ص 41.
[2] . قمي، عباس، سفينة البحار، ج 2، ص 376.
[3] . قمي‌، عباس، همان، ص 376؛ حكيمي، محمد، حضرت معصومه و شهر قم، معاصر، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ دوم، 1376، ص 41 ـ 40.
[4] . محمدحسون؛ ام علي مشكور، اعلام النساء المومنات، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1411 هـ . ق، ص 577.
[5] . قمي، عباس، همان، واژه شيع و فطم.
[6] . شافعي، شمس الدين محمد، اسني المطالب، مكتبه الامام اميرالمؤمنين، اصفهان، ص 50.
[7] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، بيروت، ج 65، ص 76، ح 136.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات اندیشه قم

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 20:16 ] [ محسن ] [ ]

تعريف عصمت: «صفة للانسان يمتنع بسببها من فعل المعاصي و لايمتنع منعه بدونها...» [1]
عصمت به نيروي بازدارنده از معصيت و گناه گفته مي‌شود كه وصف انسان است و انسان به وسيله آن از معاصي دوري مي‌كند. مراحلي از عصمت قابل دسترسي و اكتسابي است. يعني در تمام انسانها بالذات اين استعداد وجود دارد كه به اين مقام برسند و در مرحله‌اي از معنويت قرار بگيرند كه از تمام معاصي پرهيز كنند و ارتقاء معنوي داشته باشند و لازمه رسيدن به اين مقام نيز پرهيز از گناهان كبيره و صغيره و مراقبت دائمي است. و اين مقام نيز مثل ساير مقامات معنوي داراي مراتب و مدارج است، عالي‌ترين درجه عصمت در انبياء الهي [2] و اولياء و اوصياي آنهاست و اين نيروي معنوي در آنها در مرتبه‌اي افزون ازتمام انسانهاست، و از عقايد شيعه اثني عشري كه قائل به امامت دوازده امام به عنوان جانشين پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ هستند اين است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينانش داراي مقام عصمت ذاتي فوق‌العاده‌ هستند كه از هر خطائي مصون و محفوظند.[3]
عصمتي كه در امامت و نبوت وجود دارد غير از عصمتي است كه افراد عادي كسب مي‌كنند، و در كسب آن مراقبت و مواظبت خاص مي‌نمايند. شيعه درباره عصمت مربوط به امامت قائل به اين است كه 14 معصوم كه عبارت از شخص پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و دخترش فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ و علي بن ابيطالب همسر زهرا و امام حسن و امام حسين ـ عليهم السلام ـ از عصمت الهي برخوردارند و از اولاد امام حسين علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و حجة ابن الحسن ـ عليهم السّلام ـ از اين عصمت كه عصمت الهي و لازمه امامت است و علماي علم كلام در اين باره بحث‌هاي مفصلي نموده‌اند برخوردار هستند[4] عصمت نبوي براساس آيات قرآن ثابت مي‌شود و عصمت دختر پيامبر نيز از آيه محكم قرآني كه معروف به آيه تطهير است مسلم و اثبات شده است[5] كه حديث كساء درباره آنها از طريق شيعه و سني نقل شده و متواتر است. براساس دلائل و براهين كلامي كه متكلمين اقامه نموده‌اند قاعده لطف اقتضاء مي‎كندكه امام معصوم باشد تا دين الهي مصون از خطا تا قيامت محفوظ باشد و ساير افراد جائزالخطاء هستند.[6] و معصومين كه در بين شيعه معروف به چهارده معصوم هستند آن چهارده نور پاكي هستند كه اسم مباركشان مقدم شد.
بنابراين حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ دختر امام موسي كاظم ـ عليه السّلام ـ در زمره آن معصومين چهارده‌گانه مورد نظر تشيع نيست و عصمتي كه آن حضرت و ساير امام‌زاد‌ه‌گان از قبيل عباس بن علي ـ عليه السّلام ـ و حضرت زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ برخوردارند غير از عصمتي است كه به سبب نص پيامبر اكرم و دلالت تصريحي و تأويلي قرآن اثبات مي‌شود.[7] عصمت آنها (حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ و امثال او) علاوه بر طهارت ذاتي و استعداد ذاتي كه داشتند براي اكتساب و پذيرش عصمتي كه به سبب اطاعت از عصمت امام معصوم حاصل مي‌شود) غير از عصمتي است كه از طرف خداوند به انبياي الهي و اوصياي آنها به خاطر ظرفيتشان عنايت فرموده‌ چنانكه آن حضرت نيز برخوردار از مرتبه‌اي از عصمت اكتسابي و داراي مقام شفاعت در نزد خداوند و صاحب كرامات عاليه‌اي است كه با تمسك به ولايت و اطاعت از امامت آن را خداوند به آن حضرت اعطاء نموده است.

----------------------------------------------

[1] . كمال‌الدين ميثم بحراني، قواعد المرام في علم الكلام، چاپ دوم، قم، مكتبه آيت الله العظمي المرعشي النجفي، 1406، ص 125.
[2] . علامه طباطبايي، تفسير الميزان، چاپ پنجم، تهران، رجاء اميركبير، 1370، ج 1، ص 192 و ج 2، ص 187. مرحوم علامه در ج 4 در اثبات عصمت اولوالامر (ائمه اثني‎عشر) ادله متقن آورده است. ص 570.
[3] . محمدحسين‌ آل كاشف الغطاء، اصل الشيعه و اصولها، چاپ اول، بيروت، مؤسسه اعلمي للمطبوعات. 1402، ص 6 ـ 63ـ 59 و ميثم بحراني، پيشين، ص 126.
[4] . اقتباس از ميثم بحراني، «پيشين»، ص 180-177؛ علامه حلي، باب حادي عشر، ترجمه شرح محمدتقي محمدي، قم، 1365، ص 298.
[5] . انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يُطهركم تطهيراً...، احزاب 23.
[6] . ميثم بحراني، «پيشين»، ص 177.
[7] . علامه طباطبائي در ميزان «پيشين» ج 4، ص 570 عصمت ائمه را با استناد عقلي نقلي و استشهاد به آيات قرآن از آيه «اطيعو الله و اطيعو الرسول» به اثبات رسانده است.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

اندیشه قم

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 20:14 ] [ محسن ] [ ]
روایت از امام زمان
1. نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی  بخش اهل آسمانند .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

2. تصرف کردن در مال ديگری بدون اجازه صاحبش جايز نيست .
 
(وسائل الشيعة ، ج 17، ص 309 )

3. من ذخيره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .
(تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392 )

3. ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی کهستارگان آسمان پديدار شوند .
 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 15 )

5. هيچ چيز مانند نماز بينی  شيطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاک بمال .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

6. ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زمانی که ستارگان آسمان محو شوند .
(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16 )

7. هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالي قيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

8. من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بلا را از خاندان و  شيعيانم دور می سازد.
 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 30 )

9. هر کس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نيز وی را در دستيابی به حاجتش ياری می کند .
 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 331 )

10. سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است که حق را به فرجام برساند و باطل ر . نابود کند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 193 )

11. برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش شماست .
 
(کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485 )

12. اگر خواستار رشد و کمال معنوی  باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .
 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 339 )

13. ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

14. و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

15. اگر از خداوند ( صاحب عرت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 329 )

16. همانا خدايتعالی مردم را بيهوده نيافريده و بدون تکليف و جزا رهايشان نکرده است .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 174 )

17. هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324 )

18. خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 13 )

19. شهادت می دهم که معبودی جز خدای يکتا نيست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نيز شهادت می دهند ، آن خدايی  که به عدل و داد قيام می کند ، نيست خدايی جز او که مقتدر و حکيم می باشد ، و همانا دين نزد خدا اسلام است .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 16 )

20. ايمان خداوند عز و جل و بندگانش قرابت و خويشاوندی تيست ، و هر کس که مر  انکار کند از من نيست .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 176 )

21. پناه به خدا می برم از نابينايی  بعد از روشن بينی ، و گمراهی بعد از هدايت ، واز اعمال ناشايسته و اتنه های نابود کننده . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 190 )

22. شيعيان ما هنگامی به فرجام نيک و زيبای خداوند ميرسند که از گناهانی که نهي شده اند ، احتراز نمايند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 177 )

23. کفايت در کارها و عنايت و سرپرستی در همه امور را تنها از خدايتعالی خواهانم .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

24. قلبهای ما جايگاه مشيت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهيم .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 51 )

25. اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستيم و به شما لطف و مرحمت داريم ، همانا به شما توجه والتفات نمی کرديم .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

26. من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 2  )

27. ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد ، شک و ترديد از ميان برداشته می شد .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 4  )

28. من صاحب حقم ... علامت ظهورم زياد شدن آشوب ها و فتنه هاست . (بحار الأنوار ، ج 51، ص 320 )

29. علم و دانش ما به خبرهای  شما احاطه دارد و چيزی از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

30. دين از آن محمد (ص ) و عدايت از آن علی امير المؤمنين (ع ) است ، زيرا عدايت مال اوست و در نسل او می ماند تا روز قيامت . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 160 )

31. کسی که نسبت به ما ظلم ورزد ، از جمله ستمکارانی است که مشمول لعنت خدا است ، چرا که خدا فرموده است : " آگاه باشيد که لعنت خدا بر ستمکاران است " .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

32. من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم . (بحار الأنوار ، ج 25، ص 267 )

33. سجده شکر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 161 )

34. هر گاه خداوند به ما اجازه دهتد که سخن بگوييم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و ضعيف شده و از ميان شما خواهد رفت .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

35. دختر رسول خدا (ص ) برای من سرمشق و اسوه ای نيکوست . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 180 )

36. زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين کنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

37. از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و کارها را به ما واگذاريد ، برماست که شما ر  از سرچشمه سيراب برگردانيم ، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود ، در پی  کشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهيد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

38. ظهوری نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگير شدن رمين از جور و ستم . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

39. آگاه باشيد به زودی کسانی ادعای  مشاهده مرا خواهند کرد . آگاه باشيد هر کس قبل از " خروج سفيانی " و شنيدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است حرکت و نيرويی جز به خدای بزرگ نيست .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

40. من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خد بر همگی آنان باد ) هستم .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 238 )

ن 41. سيم ، خدمتکار حضرت مهدی عليه السلام گويد : آن حضرت به من فرمود : " آيا تورا در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ " گفتم : آری . فرمود : " عطسه ، علامت امان از مرگ تا سه روز است . "
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 5  )

42. حق با ماست و در ميان ماست ، کسی جز ما چنين نگويد مگر آنکه دروغگو و افتر زننده باشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

43. همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده ، او جسم نيست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چيزی مثل او نيست و شنوا و داناست ."
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 178 )

44. خداوند با ماست و به جز ذات پروردگار به چيزی نياز نداريم ، و حق با ماست ،پس اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ايجاد نمی شود ما دست پرورده های پروردگارمان ، و مردم دست پرورده های ما هستند .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 172 )

45. دانش ، دانش ماست و از کفر کافر ، گزندی بر شما نيست . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 151 )

46. اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند .
 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 499 )

47. من از افرادی که می گويند : ما اهل بيت ( مستقلا از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند ) غيب می  دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريکيم ، يا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسنديده بالاتر می برند ، از چنين افرادی  نزد خدا و رسولش بيزاری می جوييم .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

48. فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهای واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهای مستحبی ، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

49. سجده بر قبر جايز نيست . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 490 )

50. وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند .
 
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

51. به راستی که مقدرات خداوند متعال مغلوب مشود ، و اراده الهی مردود نگردد ، . چيزی بر توفيق او پيشی نگيرد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

52. اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده است ، پس خداوند عز و جل در قرآن فرموده است : " ای مؤمنان از چيزهايی نپرسيد که اگر آشکار شود ، بدتان آيد . "
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

53. زمين خالی از محبت خدا نيست ، يا آشکار است و يا نهان .
 
(کمال الدين للصدوق ج 2 ،ص 511 )

54. هر گاه علم و نشانه ای پنهان شود ، علم ديگری آشکار گردد ، و هر زمان که ستاره اي افول کند ، ستاره ای ديگر طلوع نمايد . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 185 )

55. بار الها ! توفيق بندگی  و دوری از گناه و نيت پاک . شناخت حرام را به ما عط فرما ، و با هدايت و استقامت در راهت گراميمان بدار . (المصباح للکفعمی ، ص 281 )

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 14:17 ] [ محسن ] [ ]

رحلت حضرت رسول اکرم (ص) ،

شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)

و شهادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع) 

را به وجود مقدس امام زمان(عج) و شیعیان و محبان آن حضرت

تسلیت میگویم.

الله عجل الولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم


[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 23:37 ] [ محسن ] [ ]

چگونگی شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

قطب راوندي از حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده است: «كه حضرت امام حسن ـ عليه السلام ـ به اهل‌بيت خويش مي‌فرمود كه من با زهر شهيد مي‌شوم مانند رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پرسيدند: چه كسي اين كار را خواهد كرد؟ فرمود: اين كار را زن من جعده دختر اشعث بن قیس خواهد كرد. معاويه به طور پنهاني زهري براي او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را به من بخوراند. گفتند: او را از خانه‌ي خود بيرون كن .فرمود: چگونه او را از خانه بيرون كنم، در حالي كه كاري نكرده است، اگر او را بيرون كنم، كسي به غير از او مرا نخواهد كشت و او را نزد مردم عذري خواهد بود، كه بي‌جرم و جنايت مرا اخراج كردند پس از مدّتي معاويه مال بسياري را با زهر كشنده اي براي جعده فرستاد و به او پيغام فرستاد كه اگر اين زهر را به امام حسن ـ عليه السلام ـ بخوراني، من صد هزار درهم به تو مي‌دهم و تورا به ازدواج پسر خود يزيد در مي‌آورم پس آن زن عزم را جزم نمود كه آن حضرت را مسموم نمايد. روزي آن حضرت روزه بودند و روز بسيار گرمي بود و تشنگي بر آن جناب اثر كرده و در وقت افطار بسيار تشنه بود، آن زن شربت شيري را از براي آن حضرت آورد و آن زهر را داخل آن كرده بود و به آن حضرت داد، چون امام حسن ـ عليه السلام ـ بياشاميد و احساس سمّ نمود، كلمه‌ي استرجاع «انا لله و انا اليه راجعون» بر زبان جاری فرمودو خداوند را حمد كرد كه از اين جهان فاني به سوي جهان جاوداني رهسپار مي‌شود و جدّ و پدر و مادر و عمّ خود جعفر و حمزه را ديدار مي‌فرمايد، پس روي به جعده كرد و فرمود: كُشتي مرا، خدا بكشد ترا، به خدا سوگند كه خَلَفي (جانشيني) بعد از من نخواهي يافت، آن شخص ترا فريب داده، خدا ترا و او را، به عذاب خود خوار فرمايد. پس آن حضرت، دو روز در درد و اَلَم ماند و بعد از آن به جدّ بزرگوار و پدر عالي قدر خود ملحق گرديد. معاويه نیز طبق معمول به عهد خود وفا نکرد،و به روايتي آن مالي كه وعده كرده بود، به او داد و لكن او را به ازدواج يزيد در نياورد و گفت كسي كه با حسن ـ عليه السلام ـ وفا نكرد، با يزيد هم وفا نخواهد كرد».[1] شيخ مفيد (ره) هم اين مطالب را ذكر كرده و مي‌افزايد: «پس مردي از خاندان طلحه جعده را گرفت و فرزنداني براي او آورد. هرگاه ميان آن فرزندان و قبائل قريش نزاعي در مي‌گرفت، قريش آنان را سرزنش مي‌كردند و به آنان مي‌گفتند: اي پسران زني كه شوهرش را زهر مي‌خوراند».[2]

معرفي منابع، جهت مطالعه بيشتر:

1ـ حسن كيست؟، فضل اله كمپاني.
2ـ منتهي الآمال، شيخ عباس قمي.
3ـ الارشاد، شيخ مفيد، ترجمه رسولي محلاتي.

-----------------------------------------

[1] . قمي، شيخ عباس ، منتهي الآمال، انتشارات علميه اسلاميه تهران، 1371، هـ. ق، ج اول، ص 168. طبرسي، الاحتجاج، انتشارات اسوه، ج2، ص 73 و شيخ مفيد، الأرشاد، با ترجمه‌ي سيد هاشم رسولي محلاتي، انتشارات علميه اسلاميه، ج 2، ص 12. شيخ عباس قمي، همان، ص 169. ج اول.
[2] . شيخ مفيد، همان، ص 12، 13.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:56 ] [ محسن ] [ ]

وفات يا شهادت پيامبر اعظم صلی الله عليه و آله و سلم

درباره اين موضوع و هم‌چنين در تاريخ شهادت نبي اكرم(ص) در ميان نويسندگان و مورخان اختلاف مي‌باشد و بعضي از نويسندگان فقط به بيان اين جمله كه مريض، شد و از دنيا رفت اكتفاء كرده‌اند.
در كتب تاريخي نقل شده است كه يهوديان چندين مرتبه تصميم گرفتند كه پيامبر اكرم(ص) را به شهادت برسانند ولي هر مرتبه پيامبر(ص) توسط جبرييل از اين توطئه آگاه مي‌شد و يهوديان به مقصود خود نمي‌رسيدند و در پايان جنگ خيبر نيز گروهي از بزرگان قوم يهود زينب دختر حارث را كه از اشراف يهود بود و پدر خود حارث و برادر خود مرحب و شوهر خود سلامَ بن مِشكم را از دست داده بود تحريك كردند تا شايد به مقصود خود كه نابودي رسول خدا(ص) و در نتيجه نابودي دين تازه تأسيس اسلام بود نايل شوند ولي اگر چه اين عمل نيز به شهادت آني و فوري آن حضرت منجر نشد ولي باعث مسموميت آن حضرت گرديد و در نهايت در درازمدت به شهادت آن حضرت انجاميد.
مورخ بزرگ «محمد بن عمر واقدي» در مغازي، واقعه رحلت پيامبر را چنين نقل مي‌كند:
چون رسول خدا(ص) خيبر را گشود و آرام گرفت، زينب، دختر حارث شروع به پرس و جو كرد كه محمد كدام قسمت گوسفند را بيشتر دوست دارد؟ گفتند: شانه و سردست را. زينب گوسفندي را كشت، و سپس زهر كشندة تب‌آوري را كه با مشورت يهود فراهم آورده بود به تمام گوشت و مخصوصاً شانه و سردست آن زد و آن را مسموم كرد. چون غروب شد و رسول خدا(ص) به منزل خود آمد متوجّه شد زينب از او پرسيد، كاري داري؟ او گفت: اي ابوالقاسم! هديه‌اي برايت آورده‌ام ـ اگر چيزي را به پيامبر(ص) هديه مي‌كردند از آن مي‌خوردند و اگر صدقه بود از آن نمي‌خوردند ـ پيامبر(ص) دستور فرمود تا هديه او را گرفتند

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:56 ] [ محسن ] [ ]

علت ممانعت دشمنان از دفن پیکر مطهر امام حسن علیه السلام در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله

يكي از امامان معصوم و نوه ي بزرگ پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ حضرت امام حسن مجتبي است كه مورد ظلم بني اميه و ديگر دشمنان واقع شده و با زهر كينه به شهادت رسيده و بعد از شهادت نيز، جنازه مطهر آن حضرت مورد حمله و تيرباران واقع شد.[1]
اين دشمنان چه كساني بودند؟ و چرا با امام حسن مجتبي كه به گفته پيامبر سيد جوانان اهل بهشت بود اين گونه برخورد كردند؟ و هدفشان چه بود؟
به گفته مورخين يكي از افرادي كه در آزار و اذيت امام حسن ـ عليه السلام ـ ، چه در حال حيات و چه بعد از شهادت آن حضرت نقش مؤثري داشت، معاويه پسر ابي سفيان است. او از طرف امام حسن براي آينده ي بني اميه احساس خطر مي‌كرد و سرانجام بادروغ و تزوير جَعده- كه همسر امام حسن بود- را وادار کرد که آن حضرت را به شهادت برساند.[2]
فرد ديگري كه عداوت بسياري با امام حسن داشت و حتي در جلوگيري از دفن جنازه ي ايشان در كنار مرقد پيامبر نقش مؤثري داشت؛ مروان پسر حكم بود. همان كسي كه پيامبر او و پدرش را به خاطر كارهاي خلاف و دشمني‌هايشان نسبت به اسلام از مدينه بيرون كرده بود،و عمر و ابوبکر از رفع تبعيد آنها امتناع کرده بودند اما عثمان در زمان خلافتش آنها را به شهر آورد و مروان را داماد خود كرد. مروان نسبت به خاندان پيامبر بغض و كينه ي شديدي داشت و هيچ زماني از آزار و اذيت اهل بيت دريغ نمي‌كرد.
چنانکه مي دانيد مسلمان شدن بني اميه و آل ابي‌سفيان از روي ناچاري بودوآن‌ها زماني مسلمان شدند كه اسلام قدرت حاكم شده بود و آنها براي حفظ جان خود اسلام آوردند.از اين رو آنها هيچ وقت با خلوص نيّت مسلمان نشدند و از هر فرصتي براي ضربه زدن به اسلام استفاده مي‌كردند. آنها به گفته‌هاي پيامبر و دستورات حضرت اعتنايي نداشتند. در جريان دفن امام حسن ـ عليه السلام ـ وقتي كه ابوسعيد خدري (از اصحاب پيامبر) به مروان گفت: آيا از دفن حسن در كنار جدش ممانعت مي‌كني در حالي كه رسول خدا او را سيد جوانان اهل بهشت ناميد؛ مروان با تمسخر به او گفت: اگر امثال تو حديث پيامبر را روايت نمي‌كردند ضايع شده و از بين مي‌رفت.[3]
با توجه به روايت مي‌فهميم كه مروان و امثال او چقدر به اسلام پاي

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:54 ] [ محسن ] [ ]

ماجرای رحلت و قبض روح پیامبر صلی الله علیه و آله

در حالی که اضطراب و دلهره، سراسر «مدینه» را فرا گرفته بود، یاران پیامبر- صلی الله علیه و آله -، با دیدگانی اشکبار و دل هایی آکنده از اندوه، دور خانه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ گرد آمده بودند تا از سرانجام بیماری پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ آگاه شوند. گزارش هایی که از داخل خانه به بیرون می رسید، از وخامت وضع مزاجی آن حضرت، حکایت می کرد و هر نوع امید بهبودی را از بین می برد.
گروهی از یاران آن حضرت، علاقه مند بودند که از نزدیک رهبر عالیقدر خود را زیارت کنند، ولی وخامت وضع پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اجازه نمی داد در اتاقی که حضرت در آن بستری شده بود، جز اهل بیت وی، کسی رفت و آمد کند.
دختر گرامی و یگانه یادگار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ، فاطمه ـ علیها السلام ـ در کنار بستر پدر بزرگوارش نشسته بود و بر چهره نورانی آن حضرت نظاره می کرد. ایشان مشاهده می کرد که عرق موت، بسان دانه های مروارید، از پیشانی و صورت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سرازیر می شود.[1] زهرای مرضیّه با دیدگانی اشک بار و اندوهگین، شعر زیر را که از سروده های ابوطالب درباره پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بود، زمزمه می کرد:
و ابیض یستسقی الغمام بوجهه ـ ثمال الیتامی عصمة للارامل؛ یعنی چهره روشنی که به احترام آن از ابر باران درخواست می شود، شخصیتی که پناهگاه یتیمان و نگهبان بیوه زنان است.
در این هنگام، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ دیدگان خود را گشود و با

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:53 ] [ محسن ] [ ]

علت و چگونگی تيرباران کردن پيکر مکفون امام حسن عليه السلام

معاويه براي اجراي نقشه‌هاي شوم خود و زمينه‌سازي ولايت عهدي يزيد، فقط امام مجتبي ـ عليه السلام ـ را مانع مي‌ديد ، لذا نقشه قتل آن حضرت را طرح كرد و از همان روزهاي نخست با تحريك عوامل خود حتي در درون خانواده امام(ع) نقشه‌هايش را به اجرا درآورد. در هنگام حركت آن حضرت از كوفه به مدينه نقشه شهادت امام به طور زيركانه‌اي طرح شد، به گونه‌اي كه شخص كوري با عصاي مسموم به امام حمله برد و امام را مجروح كرد ، ولي امامم(ع) نجات يافت، بلاذري مي‌گويد: كه معاويه به دختر سهيل بن عمرو گفت: صد هزار دينار به تو مي‌دهم كه به امام سمّ بخوراني، و در پايان معاويه توسط دختر اشعث (جُعْده) نقشة قتل امام را به وسيلة سم اجرا كرد. همچنين ابن خلدون مي‌نويسد: (يزيد با وعدة ازدواج به جُعْده سبب شهادت امام شد.)
سرانجام امام مجتبي(ع) در 28 صفر سال 50 و به نقلي 51 هجري به دست جُعْده همسرش به شهادت رسيد.
امام وصيت كرده بود كه او را نزديك قبر پيامبر گرامي(ص) دفن كنند و اگر ممانعت كردند در كنار قبر مادرش دفن كنند، دار و دستة بني اميه به سركردگي معاويه مانع از دفن امام در كنار قبر رسول خدا شدند و عايشه هم در اين ماجرا آتش بيار معركه بود، و سوار بر قاطري جلوي جنازه امام ايستاد و از دفن امام در خانة رسول خدا ممانعت كرد و گفت: آيا مي‌خواهيد كسي را كه من دوست ندارم، در خانة من دفن كنيد، در همان حال ابن عباس جلو آمد و به عايشه گفت:
يك روز سوار بر شتر شدي (اشاره به جنگ جمل) يك روز هم بر قاطر سوار شدي براي جلوگيري از دفن جنازه پسر رسول خدا، اگر زنده بماني يك روز هم سوار بر فيل مي‌شوي تا خانة كعبه را خراب كني. تو 9/1 از يك هشتم خانة رسول خدا را به ارث مي‌بري، چطور آن را تصرّف كردي؟ امام حسين(ع) مانع از درگيري خونين شد و جنازه را به طرف بقيع حركت دادند و سرانجام امام مجتبي م(ع) در قبرستان بقيع و در كنار قبر مادر بزرگ خود فاطمه بنت اسد مدفون شد، وقتي خبر شهادت امام به معاويه رسيد، تكبير گفت و سجده شكر به جا آورد و اطرافيانش نيز چنين كردند.[1]در قسمت‌هايي از زيارت جامعه، خطاب به امام حسن(ع) ماجراي شهادت آن حضرت را از زبان امام باقر ـ عليه السلام ـ چنين نقل مي‌كند:
يا مواليّ …. وشهيد فوق الجنازه قد شكّت بالمهام الكفانه[2] اي سروران من…! بعضي از شما شهيدي هستيد كه دشمنان اسلام بر جنازة شما تيراندازي كردند، به طوري كه كفنتان سوراخ سوراخ گرديد….
ابن شهر آشوب مي‌گويد: به هنگام بردن جنازه امام حسن مجتبي(ع) به سوي بقيع، افراد شرور و پست به پشتيباني امويان به جنازه آن حضرت تيراندازي كردند،[3] به طوري كه هنگام دفن هفتاد تير از بدن آن حضرت جدا نمودند،[4] «وَرَموا بِالنبال جنازته حتي سَلَّ منها سبعون نَبلاً[5]» جنازه آن حضرت را تيرباران كردند، تا جايي كه هفتاد چوبة تير به تابوت آويخته شد.

-------------------------------------------
[1] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 42 به نقل از تاريخ تحليلي و سياسي اسلام‌، علي اكبر حسني، چاپ اول (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1373) ص 480.
[2] ـ بحارالانوار، ج 99، ص 166.
[3] ـ احمد زماني، حقايق پنهان، چاپ اول (قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1375) ص 306.
[4] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 50.
[5] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 44.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:52 ] [ محسن ] [ ]

کار تجهيز و تدفين پيکر مطهر پيامبر صلی الله علیه و آله را ابوبکر انجام داده یا علي علیه السلام

پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ بعد از بیست و سه سال تبليغ رسالت و دعوت مردم به يکتاپرستي و تقوا و ابلاغ دين اسلام در تمام جزيرة العرب، روز دوشنبه بیست و هشتم صفر سال يازدهم هجري در سن شصت و سه سالگي از این جهان رحلت فرمودند. بر اساس روايات تاريخي که از اهل سنت نقل شده است پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در حالي جان به جان آفرين تسليم کردند که سرشان روی سينه علي ـ عليه السلام ـ قرار داشت و مراسم تجهيز و تکفين و تدفين و نماز آن حضرت را علي بن ابي طالب- علیه السلام - با کمک چند نفر ديگر از بني هاشم انجام دادند.
ابن سعد روايت مي کند: کعب الاحبار روزي از خليفه دوم (عمر) سوال کرد پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در موقع احتضار (آخرين لحظات عمرشان) چه فرمودند: عمر به علي ـ عليه السلام ـ که در آن مجلس حضور داشت اشاره کرد و گفت از او بپرسيد. حضرت فرمود: پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در حالي که سرشان بر روي شانه من بود، مي فرمود: الصلاة الصلاة... کعب دوباره سوال کرد که چه کسي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را غسل داد، عمر گفت از علي بپرس؛ حضرت فرمود: من پيامبر را غسل دادم در حالي که عباس نشسته بود و اسامه و شقران آب مي ريختند.[1]
ابن هشام مي نويسد: کساني که متصدي غسل بدن آن حضرت شدند عبارت بودند از علي بن ابي طالب، عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، قثم بن عباس، اسامة بن زيد و شقران، غلام پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و اوس بن خولي نيز که يکي از انصار بود، فرياد زد: يا علي تو را به خدا سوگند ما را هم در اين افتخار شريک کن، علي ـ عليه السلام ـ فرمود: داخل خانه شو و او نيز وارد شده در کناري نشست و کيفيت غسل آن حضرت بدين ترتيب بود که علي ـ عليه السلام ـ جنازه پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را بر سينه خود گذارده بود و عباس و فضل و قثم در حرکت دادن و چپ و راست کردن بدن به او کمک مي کردند و اسامه و شقران هم آب مي ريختند و علي بن ابي طالب- علیه السلام – پيامبر- صلی الله علیه و آله - را از زير پيراهن غسل مي داد و مي گفت: پدر و مادرم به فدایت که چه اندازه در زندگي و پس از مرگت پاکيزه اي و چون از غسل فارغ شدند او را با سه پارچه «صحاري» و يک پارچه بُرد «حبرة» کفن کردند.[2]
درباره کيفيت دفن پيامبر- صلی الله علیه و آله - نيز مي نويسد: «اما کساني که متولي دفن آن حضرت شدند و وارد قبر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شدند عبارتند از: علي بن ابي طالب و فضل بن عباس و قثم بن عباس و شقران».[3]
علاوه بر کتاب هاي ذکر شده که از کتب معتبر و قديم اهل سنت در زمينه تاريخ پيامبر- صلی الله علیه و آله - و صحابي آن حضرت محسوب مي شوند، ابن اثير جزری در اسد الغابة،[4] ابن کثير در البداية و النهاية[5] و بيهقي در دلائل النبوة[6] و دهها منبع ديگر از اهل سنت به اين امر اشاره دارند که کسي جز علي ـ عليه السلام ـ و همراهان آن حضرت در تجهيز و تدفين آن حضرت شرکت نداشته است.
نخستين کسي که بر پيامبر گرامي- صلی الله علیه و آله - نماز گزارد، امير مؤمنان علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ بود سپس ياران و اصحاب آن حضرت دسته دسته بر جنازه آن حضرت نماز گزاردند.
چنانچه ابن کثر از ابن مسعود نقل مي کند: که در وصيت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ آمده است که آن حضرت را مردان اهل بيتش غسل دهند و کفن کنند و بعد بر جنازه آن حضرت نماز بگزارند سپس مردم بر آن حضرت نماز بگزارند و بعد از مردان زنان بر جسد آن حضرت نماز بخوانند.[7]
سپس در محل دفن پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ اختلاف در بين مردم به وجود آمد برخي گفتند: در بقيع دفن کنيم و برخي گفتند: در کنار مسجد و برخي نيز گفتند: در منزل حضرت، ايشان را دفن کنيم؛ در نهايت تصميم بر اين شد که جنازه حضرت را در همان حجره اي که حضرت رحلت نموده بودند به خاک بسپارند. قبر آن حضرت توسط ابو عبيده جراح و زيد بن سهل آماده گرديد و مراسم دفن به وسيله امير مؤمنان به کمک فضل و عباس و قثم انجام گرفت.[8]
بنابراين مشاهده مي شود که اکثر قريب به اتفاق منابع تاريخي و روایی اهل سنت که تعدادشان به دهها عنوان کتاب مي رسد و توسط نويسندگان قديمي نوشته شده است و امروزه نيز موجود است و حتي به تواتر و شهرت نيز رسيده است که کسي جز علي ـ عليه السلام ـ متولي تجهيز، تکفين و تدفين پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نبوده و اگر رواياتي هم بر خلاف اين نقل شود مخالف فرموده رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ است که قبلا ذکر شد و يا اين که از سر عناد و دشمني با علي بن ابي طالب- علیه السلام - چنين مطلبي را نقل مي کنند.

------------------------------------------
[1]. ابن سعد، محمّد، الطبقات الکبري، بيروت، دارالکتب العلمية، 1410ق، ج2، ص202.
[2]. ابن هشام، عبدالملک، السيرة النبويه، بيروت، دارالمعرفة، بي تا، ج2، ص622 - 663.
[3]. همان، ص664.
[4]. ابن اثير جزری، علی بن محمد، اسد الغابة في معرفة الصحابة، بيروت، دارالفکر، 1409ق، ج2، ص388.
[5]. ابن کثير، اسماعيل بن عمر، البداية و النهاية، بيروت، دارالفکر، 1407ق، ج5، ص269.
[6]. بيهقي، احمد بن حسين، دلائل النبوة و معرفه احوال صاحب الشریعه، بيروت، دارالکتب العلمية، 1405ق، ج7، ص254.
[7]. ابن کثير، پیشین، ج5، ص2645 ـ 266.
[8]. طبری، محمد بن جرير، تاريخ الامم و الملوک، بيروت، موسسه الاعلمي، بي تا، ج2، ص452.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

اندیشه قم

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:51 ] [ محسن ] [ ]

علت تاخیر چند روزه در تدفین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
در باره روز دفن پیامبر(ص)اختلاف است ؛ ظاهر عبارت شيخ مفيد اين است كه دفن‏ پيامبر (ص) در همان روزى بود كه وفات يافته بود. ابن هشام روايت كرده است كه آن حضرت (ص) روز دوشنبه درگذشت و روز سه شنبه غسل داده شد و روز چهارشنبه، شبانه، به خاك سپرده شد. ابن سعد نيز مثل همين روايت را نقل كرده جز قسمت غسل در روز سه‏شنبه. همچنين روايت كرده‏اند كه آن حضرت در روز دوشنبه هنگام غروب جان داد و در تاريكى به خاك سپرده شد و جز نزديكانش عهده‏دار كار او نشدند و در روايتى است كه پيغمبر (ص) در سحرگاه شب چهارشنبه به خاك سپرده شد و در روايت ديگرى است كه آن حضرت روز دوشنبه هنگام غروب خورشيد از دنيا رفت و روز سه شنبه هنگام غروب به خاك سپرده شد. شايد اين روايت با آن چه نقل كرده‏اند مبنى بر اين كه آن حضرت را يك شبانه روز پس از وفاتش رها كردند موافق باشد. روايت ابن هشام هم كه گفته است آن حضرت روز دوشنبه رحلت کرد و روز سه شنبه به خاك سپرده شد؛ نيز روايت شده است كه آن حضرت روز دوشنبه هنگام غروب بدرود حيات گفت و روز چهارشنبه به خاك سپرده شد؛ اين سخن با دفن آن حضرت در شب چهار شنبه منافات‏ دارد؛ شيخ مفيد همچنين گويد: اكثر مسلمانان چون ديدند على به كار دفن‏ پيامبر مشغول است و بنى هاشم نيز به خاطر رحلت رسول خدا به مصيبت گرفتار آمده‏اند از فرصت استفاده كردند و براى به دست آوردن خلافت پيامبر پيشى گرفتند زيرا انصار در ميان خود دو دسته شدند و طلقا (آزادشدگان) و مؤلفه قلوبهم نمى‏خواستند مسئله تعيين جانشينى رسول خدا تا زمانى‏كه بنى هاشم از كار كفن ‏و دفن پيامبر فراغ يابند به تأخير افتد. اين مطلب همچنين از روايتى كه طبرى در احتجاج نقل كرده فهميده مى‏شود. وى اين روايت را مانند روايت ابن قتيبه ذكر كرده اما عبارت طبرى روشن‏تر است. وى نوشته: گروه انصار و عده‏اى از حاضران كه جزو انصار نبودند بيعت كردند در حالى‏كه على بن ابيطالب به كفن‏ و دفن پيامبر(ص) مشغول بود. چون وى از اين‏ جنازه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به عهده بگيرند [و چون همه آنها از مهاجران بودند] انصار (مسلمانان مدينه) از بيرون خانه فرياد زدند: اى على! ما خدا را امروز به ياد تو مى‏آوريم كه نگذارى حقّ ما از ميان برود، از ما نيز مردى را وارد قبر كن، تا ما نيز در فضيلت دفن‏ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهره‏مند گرديم.[1]
با توجه به اختلاف گزارشها درباره ی روز دفن پیامبر (ص) تاخیر سه روز مسلم نیست؛ درصورت وقوع چنین رويدادی می توان دلایلی برای آن ذکر کرد:
1- اقامه نماز برپیکرآن حضرت توسط تمام مسلمانان زن ومرد
2- پراکنده شدن انصار ومهاجرین وتنها ماندن امیرمومنان علی(ع) وبنی هاشم در دفن پیامبر(ص)
3- داستان شوم سقیفه مهم ترین دلیلی است که می تواند موید برتاخیر در دفن باشد که مردم از دفن غفلت ورزیده ودر آنجا تجمع کردند.

------------------------------

[1] . الأنوار البهية ،صص:48- 47

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:50 ] [ محسن ] [ ]


پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که برای هدایت بشریت از سوی خداوند متعال مبعوث شده بودند که سرتا سر زندگیش پر از اتفاق بود و سیره نویسان و تاریخ نگاران از اهل سنت و شیعه کتاب های مفصل و مستقلی نگاشته اند و نیز آخرین لحظات زندگی آن حضرت که می توان آخرین حج، حادثه غدیر، جانشینی امیر المؤمنین و بیعت مردم با آن حضرت در حضور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از عهده این نوشتار بیرون است اما جریاناتی که با هم مرتبط بودند و تا آخرین لحظات عمر با برکت آن حضرت حتي پس از آن نقش اساسی و تعیین کننده را داشت و اگر درست به پیام های این حوادث عمل می شد، هیچ وقت جامعه اسلامی دچار انحطاط و تفرقه نمی شد. به عبارتی دیگر اتفاقات آخر عمر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را می توان از دو منظر بررسی کرد: یک از نگاه خارجی، دو: از نگاه داخلی.
الف) اتفاقات داخلی جامعه اسلامی در لحظات آخر عمر پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ
1. حجه الوداع: آخرین حج پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که در واقع کامل ترین حج آن حضرت بود و حضرت پس از این حج حدود سه ماه زنده ماندند، و این حج برای جامعه اسلامی نقش اساسی داشت که برخی آن را حج ابلاغ، حج اسلام و حج ولایت نیز مي نامند این حج از 26 ذی قعده و با خروج پیامبر اسلام با مسلمانان از شهر مدینه شروع شد و رسول خدا با انجام دادن واجبات، در عمل، آنها را به مردم یاد دادند. و سخنانی مهم در عرفه ایراد کردند.
«شاید دیگر شما را در این مکان ملاقات نکنم... شیطان از شما ناامید گشته از پیروی شیطان بپرهیزید... بعد از من پیامبری نخواهد آمد و پس از شما مسلمانان، امتی نیست... و من برای شما کتاب خدا و عترتم را می گذارم...».[1]
سپس فرمودند: علی سرور مومنان است و ثروت سرور ظالمان. علی برادر و مولای مومنان، پس از من است و او برای من به منزله هارون برای موسی است، جز آن که خدای متعال، نبوت را به من پایان داد و پیامبر دیگری پس از من نیست و پس از من، او جانشین من در میان خاندانم و مومنان است.[2]
2. حادثه غدیر: هر چند رسول گرامي اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بارها به جانشینی حضرت علی ـ علیه السلام ـ به صراحت تاکید کرده بود و در حجه الوداع نیز به آن اشاره کرد،

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:49 ] [ محسن ] [ ]

اللهم عجل الولیک الفرج به حق زوار الحسین علیه السلام


[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 18:20 ] [ محسن ] [ ]

انتظار،تحول،انقلاب ایمان و اعتقاد به امام زمان(عج)، مانع از تسلیم شدن است. ملت هاى باایمان كه حضور قطب عالم امكان را در میان خود احساس مى كنند، امید و نشاط مى گیرند و براى مجد و عظمت اسلام مبارزه و جهاد مى كنند با تكیه بر همین امید درخشان بود كه ملّت بزرگ ایران، پرچم اسلام را به اهتزاز درآورد و افتخار طول تاریخ و بشر و تاریخ اسلام شد».[1]
در كنفرانس «تل آویو» در بحث مبارزه با تفكر مهدى باورى ابتدا امام حسین(علیه السلام) و بعد امام زمان(عج) را مطرح و هر دورا عامل پایدارى شیعه مى دانند; نگاه سرخ و نگاه سبز.
در این كنفرانس كه افرادى شیعه شناس و سرشناس، مانند برنارد لوییس و مارتین كرام و... حضور داشتند، مطرح مى شود كه شیعه به اسم امام حسین(علیه السلام) و امام زمان(عج) قیامشان را حفظ مى كنند.[2]
«حاصد الگار، در كتاب انقلاب اسلامى در ایران، پیشه ى انقلاب اسلامى ایران را به موضوع امامت از دیدگاه شیعه و مسئله ى غیبت امام زمان(عج) و پیامدهاى سیاسى آن، مى داند».[3]
در كشور خود ما در آغاز روى كارآمدن رژیم فاسد و وابسته ى پهلوى - آن كودتاگر بى سواد، فاقد هرگونه معرفت و معنویت - یكى از آخوندهاى وابسته به دربار را صدا كرد و از او پرسید، این قضیه ى امام زمان(عج) چیست كه مشكلاتى براى ما درست كرده است؟ این آخوند هم طبق میل و دل او جوابى مى گوید. آن قُلدر مأموریت مى دهد كه بروید مسئله را حل و تمام كنید و این اعتقاد را از دل مردم بیرون بیاورید. او مى گوید:
«این كار آسانى نیست و خیلى مشكلات دارد و باید كم كم و با مقدمات شروع كنیم. البته آن مقدمات به فضل پروردگار وهوشیارى علماى ربّانى و آگاهان این كشور، در آن دوران ناكام ماند و نتوانستند آن نقشه ى شوم را عملى كنند. در كشور ما یك كودتاچى غاصب، از طرف دانشگاه هاى قدرت استعمارى مأموریت داشت كه بیاید ایران را قبضه كند و كشور را دو دستى، تحویل دشمن نماید و براى مسلّط شدن بر مردم یكى از مقدمات لازمش این بود كه عقیده به مهدى موعود(عج) را از ذهن مردم پاك كند».[4]
مقام معظم رهبرى(دام ظله العالى) مى فرمایند


ادامه مطلب
[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 18:4 ] [ محسن ] [ ]




وصیت آیت الله نخودکی بر طبق نقل پسرش اینگونه است :

ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله….

نیست جز تقوی در این ره توشه ای                           نان و حلوا را بنه در گوشه ای

«بالتقوی بلغنا ما بلغنا»، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:

انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا

اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم.

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.
بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.

اکنون پسرم، تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:

اول: آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری.

دوم: آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست، زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.

[در این جا عرضه داشتم: پدرجان، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد. فرمودند: چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.]

سوم: آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست.

چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیز پیشه خود ساز.

پنجم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی.

در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد، اما ناگهان پدرم چشم خود بگشودند و فرمودند:

تصور بیهوده مکن، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است.

بعد از آن فرمودند:

چون صبحگاه روز یکشنبه کار من پایان یافت، اگر حالت مساعد بود، خودت مرا غسل بده و کفن و دفن مرا مباشرت کن.

همچنین سفارش کردند که مرحوم دکتر شیخ حسن خان عاملی که طبیب معالجشان بود ایشان را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید. و به مرحوم سید مرتضی روئین تن مدیر روزنامه طوس نیز فرمودند:

شما هم صبح یکشنبه بیائید و بعد از فوت من یکساعت بالای سر من قرآن بخوانید.



[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 22:30 ] [ محسن ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزی تیتر روز نامه ها این است:
مهدی(عج)آمد
لینک دوستان
امکانات وب
src="http://www.weblogskin.com/tools/hadis1/hadis.js">

روزشمار غدیر
دعای فرج
زیارت عاشورا
روزشمار فاطمیه
دعای عظم البلا
ذکر کاشف الکرب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت

کد موزیک آنلاین برای وبگاه