X
تبلیغات
امام زمان(عج)

امام زمان(عج)
امام زمان علیه السلام و نشانه های زمان ظهور
قالب وبلاگ

با گذاشتن 10 دقیقه وقت و خلوت کردن با امام زمان(عج) قلب نازنین مولایمان را شاد کنیم

می تونیم تو این ده دقیقه زیارت آل یاسین و دو رکعت نماز زیارت بخونیم بعد با آقا حرف دل بزنیم هر چی که دوست داریم

بهترین یار آقاست...............

فقط آقا..................

اللهم عجل الولیک الفرج


[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 21:11 ] [ محسن ] [ ]

اين روزها مسير حياتش عوض شده

شهر مدينه اي که صراطش عوض شده

 از ياد رفت آل محمد(ص) به راحتي

بعد از پيامبر، صلواتش عوض شده

 هيزم کنار خانه‌ی زهرا(س) براي چيست؟

ترحيم مصطفاست، بساطش عوض شده

 بر آستانه‌ی در «جنت» دخيل بست !

حتي مرام شعله‌ی آتش عوض شده

 باران تازيانه و گلبرگ هاي ياس؟

اين شهر، بارش حسناتش عوض شده

 اما چرا نشسته به پهلوي فاطمه

انگار ميخ در ثمراتش عوض شده

 اين فاطمه ‌ست که ز علي(ع) رو گرفته است؟

يا آفتاب خانه صفاتش عوض شده

 عطري کبود مي وزد از سمت معجرش

در بين کوچه ها نفحاتش عوض شده

 او رفتني است، اين در و ديوار شاهدند

اين روزها اگر حرکاتش عوض شده

نه سنگ قبر و گنبد و گلدسته و ضريح

حتي شمايل عتباتش عوض شده



[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 21:24 ] [ محسن ] [ ]
ای اهل عالم فقط حیر امیر المؤمنین است


[ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ] [ 22:10 ] [ محسن ] [ ]
شخصيت حضرت معصومه

از مقام عصمت كه (تنها مخصوص چهارده تن مي‌باشد و اززنان تنها حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ داراي اين مقام مي‌باشد) بگذريم، حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ از جمله زناني است كه مي‌توان ادعا كرد كه تالي‌تلو معصوم است؛ زنان اندكي ظرفيت آن را داشتند كه بيشترين بهره را از فروغ جاودان الهي و نور ولايت، دريافت كنند و بتوانند خود را در كمالات معنوي اندكي پايين‌تر از معصومان ـ عليهم السّلام ـ بسازند، بسان حضرت زينب كبري و حضرت معصومه ـ عليهما السّلام ـ [1] بنا به مقتضاي عبارت معروف «أهل البيت أدري بما في البيت» اهل خانه از آنچه كه در خانه مي‌گذرد، بيشتر از ديگران مي‌دانند، بهتر است آن بانوي بزرگ را از زبان امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ بشناسيم.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: خدا حرمي دارد و آن مكه است، پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ حرمي دارد و آن مدينه است، اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ حرمي دارد و آن كوفه است... بهشت هشت در دارد كه سه تاي آن از قم است؛ در اين شهر زني از فرزندان من از دنيا مي‌رود، نام او فاطمه دختر موسي ـ عليه السلام ـ است و با شفاعت او همه شيعيان من روانه بهشت مي‌شوند.[2]
شهر قم مدفن تعداد زيادي از امامزادگان است و هر كدم داراي مقامات بس والايي هستند، اما ائمه ـ عليهم السّلام ـ تنها از اهميت شخصيت و زيارت دختر موسي بن جعفر ـ سلام الله عليها ـ سخن گفته‌اند، اين خود نشانگر عظمت معنوي اين بانوي بزرگ است.
يكي ديگر از نشانه‌هاي شخصيت آن حضرت داشتن زيارت نامه مخصوص بسان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و امامان ـ عليهم السّلام ـ است، در حالي كه در آرامگاه‌هاي ديگر امامزادگان به طور معمول خواندن فاتحه مرسوم است. چند نكته در زمينه شخصيت آن بانوي بزرگ در خورد توجه است:
1 . مسافرت ايشان پس از هجرت اجباري برادر بزرگوارش امام رضا ـ عليه السلام ـ به مر، به سمت ايران به جهت ديدار با برادر، اما آنگونه كه مورخان نوشته‌اند اين مسافرت به سرانجام نرسيد و حضرت معصومه با رسيدن به ساوه بيمار شد و دستور داد او را به قم ببرند و در همين شهر بود كه جان را به جان آفرين تسليم كرد.[3]
حركت آن حضرت از مدينه به سمت ايران با اين مسير طولاني و به جان خريدن همه سختي‌هاي مسافرت مخصوصاً خطراتي كه از ناحيه حكومت مأمون آن حضرت را تهديد مي‌كرد حاكي از شخصيت سياسي و اجتماعي اين بانوي بزرگ است.
2 . در اين مسافرت آن گاه كه مريض شد و از دستيابي به امام رضا ـ عليه السلام ـ مأيوس شد با توجه به آگاهي او از موقعيت آينده قم و مركزيت فرهنگي آن دستور داد او را به قم ببرند تا پس از پرواز روح بلندش به سوي ملكوت، حرم بهشت گونه‌اش مأمن عاشقان اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ قرار گيرد.
اين تصميم يعني دستور براي رسيدن به قم، حاكي از داشتن ديد فرهنگي دختر موسي بن جعفر ـ سلام الله عليها ـ است. در اين راستا وقتي زندگي‌نامه آن حضرت را مطالعه كنيم در مي‌يابيم كه يكي از القاب مشهور آن حضرت «محدثه»[4] است، وي رواياتي را از اجداد طاهرينش نقل كرده، همچنين جمعي از ارباب علم حديث از او نقل حديث كرده‌اند؛ از آن جمله مي‌توان به روايتي كه آن حضرت در سلسلة سند هست و به خبر مسلسل به فواطم[5] مشهور شده اشاره كرد:
بكر بن احمد قصري از فاطمه دختر امام رضا ـ عليه السلام ـ و او از فاطمه (حضرت معصومه) و زينب و ام كلثوم دختران امام كاظم ـ عليه السلام ـ و آنان از فاطمه دختر امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده‌اند و سند اين حديث به حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ مي‌رسد كه فرمود: آيا فراموش كرده‌ايد فرمايش رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ را در روز عيد غدير كه فرمود: «من كنت مولاه فعلي مولاه».[6]
و همچنين روايت ديگري با همين سلسله سند كه به حديث معراج مربوط است.[7]

نتيجه:
1 . حضرت معصوم ـ سلام الله عليها ـ داراي شخصيتي معنوي و ارزنده است همان‌گونه كه از سخنان معصومان ـ عليهم السّلام ـ استفاده مي‌شود.
2 . بعد سياسي و فرهنگي شخصيت حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ نيز قابل توجه است، همان گونه كه از زندگي‌نامة آن حضرت قابل استفاده است.

------------------------------------------
[1] . حكيمي، محمد،‌حضرت معصومه و شهر قم، معاصر، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ دوم، 1376، ص 41.
[2] . قمي، عباس، سفينة البحار، ج 2، ص 376.
[3] . قمي‌، عباس، همان، ص 376؛ حكيمي، محمد، حضرت معصومه و شهر قم، معاصر، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ دوم، 1376، ص 41 ـ 40.
[4] . محمدحسون؛ ام علي مشكور، اعلام النساء المومنات، انتشارات اسوه، چاپ اول، 1411 هـ . ق، ص 577.
[5] . قمي، عباس، همان، واژه شيع و فطم.
[6] . شافعي، شمس الدين محمد، اسني المطالب، مكتبه الامام اميرالمؤمنين، اصفهان، ص 50.
[7] . مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، داراحياء التراث العربي، بيروت، ج 65، ص 76، ح 136.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات اندیشه قم

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 20:16 ] [ محسن ] [ ]

تعريف عصمت: «صفة للانسان يمتنع بسببها من فعل المعاصي و لايمتنع منعه بدونها...» [1]
عصمت به نيروي بازدارنده از معصيت و گناه گفته مي‌شود كه وصف انسان است و انسان به وسيله آن از معاصي دوري مي‌كند. مراحلي از عصمت قابل دسترسي و اكتسابي است. يعني در تمام انسانها بالذات اين استعداد وجود دارد كه به اين مقام برسند و در مرحله‌اي از معنويت قرار بگيرند كه از تمام معاصي پرهيز كنند و ارتقاء معنوي داشته باشند و لازمه رسيدن به اين مقام نيز پرهيز از گناهان كبيره و صغيره و مراقبت دائمي است. و اين مقام نيز مثل ساير مقامات معنوي داراي مراتب و مدارج است، عالي‌ترين درجه عصمت در انبياء الهي [2] و اولياء و اوصياي آنهاست و اين نيروي معنوي در آنها در مرتبه‌اي افزون ازتمام انسانهاست، و از عقايد شيعه اثني عشري كه قائل به امامت دوازده امام به عنوان جانشين پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ هستند اين است كه پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و جانشينانش داراي مقام عصمت ذاتي فوق‌العاده‌ هستند كه از هر خطائي مصون و محفوظند.[3]
عصمتي كه در امامت و نبوت وجود دارد غير از عصمتي است كه افراد عادي كسب مي‌كنند، و در كسب آن مراقبت و مواظبت خاص مي‌نمايند. شيعه درباره عصمت مربوط به امامت قائل به اين است كه 14 معصوم كه عبارت از شخص پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و دخترش فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ و علي بن ابيطالب همسر زهرا و امام حسن و امام حسين ـ عليهم السلام ـ از عصمت الهي برخوردارند و از اولاد امام حسين علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و حسن بن علي و حجة ابن الحسن ـ عليهم السّلام ـ از اين عصمت كه عصمت الهي و لازمه امامت است و علماي علم كلام در اين باره بحث‌هاي مفصلي نموده‌اند برخوردار هستند[4] عصمت نبوي براساس آيات قرآن ثابت مي‌شود و عصمت دختر پيامبر نيز از آيه محكم قرآني كه معروف به آيه تطهير است مسلم و اثبات شده است[5] كه حديث كساء درباره آنها از طريق شيعه و سني نقل شده و متواتر است. براساس دلائل و براهين كلامي كه متكلمين اقامه نموده‌اند قاعده لطف اقتضاء مي‎كندكه امام معصوم باشد تا دين الهي مصون از خطا تا قيامت محفوظ باشد و ساير افراد جائزالخطاء هستند.[6] و معصومين كه در بين شيعه معروف به چهارده معصوم هستند آن چهارده نور پاكي هستند كه اسم مباركشان مقدم شد.
بنابراين حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ دختر امام موسي كاظم ـ عليه السّلام ـ در زمره آن معصومين چهارده‌گانه مورد نظر تشيع نيست و عصمتي كه آن حضرت و ساير امام‌زاد‌ه‌گان از قبيل عباس بن علي ـ عليه السّلام ـ و حضرت زينب كبري ـ سلام الله عليها ـ برخوردارند غير از عصمتي است كه به سبب نص پيامبر اكرم و دلالت تصريحي و تأويلي قرآن اثبات مي‌شود.[7] عصمت آنها (حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ و امثال او) علاوه بر طهارت ذاتي و استعداد ذاتي كه داشتند براي اكتساب و پذيرش عصمتي كه به سبب اطاعت از عصمت امام معصوم حاصل مي‌شود) غير از عصمتي است كه از طرف خداوند به انبياي الهي و اوصياي آنها به خاطر ظرفيتشان عنايت فرموده‌ چنانكه آن حضرت نيز برخوردار از مرتبه‌اي از عصمت اكتسابي و داراي مقام شفاعت در نزد خداوند و صاحب كرامات عاليه‌اي است كه با تمسك به ولايت و اطاعت از امامت آن را خداوند به آن حضرت اعطاء نموده است.

----------------------------------------------

[1] . كمال‌الدين ميثم بحراني، قواعد المرام في علم الكلام، چاپ دوم، قم، مكتبه آيت الله العظمي المرعشي النجفي، 1406، ص 125.
[2] . علامه طباطبايي، تفسير الميزان، چاپ پنجم، تهران، رجاء اميركبير، 1370، ج 1، ص 192 و ج 2، ص 187. مرحوم علامه در ج 4 در اثبات عصمت اولوالامر (ائمه اثني‎عشر) ادله متقن آورده است. ص 570.
[3] . محمدحسين‌ آل كاشف الغطاء، اصل الشيعه و اصولها، چاپ اول، بيروت، مؤسسه اعلمي للمطبوعات. 1402، ص 6 ـ 63ـ 59 و ميثم بحراني، پيشين، ص 126.
[4] . اقتباس از ميثم بحراني، «پيشين»، ص 180-177؛ علامه حلي، باب حادي عشر، ترجمه شرح محمدتقي محمدي، قم، 1365، ص 298.
[5] . انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يُطهركم تطهيراً...، احزاب 23.
[6] . ميثم بحراني، «پيشين»، ص 177.
[7] . علامه طباطبائي در ميزان «پيشين» ج 4، ص 570 عصمت ائمه را با استناد عقلي نقلي و استشهاد به آيات قرآن از آيه «اطيعو الله و اطيعو الرسول» به اثبات رسانده است.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

اندیشه قم

[ یکشنبه بیستم بهمن 1392 ] [ 20:14 ] [ محسن ] [ ]
روایت از امام زمان
1. نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش درپشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی  بخش اهل آسمانند .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

2. تصرف کردن در مال ديگری بدون اجازه صاحبش جايز نيست .
 
(وسائل الشيعة ، ج 17، ص 309 )

3. من ذخيره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .
(تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392 )

3. ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی کهستارگان آسمان پديدار شوند .
 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 15 )

5. هيچ چيز مانند نماز بينی  شيطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بيني شيطان را به خاک بمال .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

6. ملعون است ، ملعون است ، کسی  که نماز صبحش را به تأخير بيندارد ، تا زمانی که ستارگان آسمان محو شوند .
(بحارالأنوار ، ج 52، ص 16 )

7. هر يک از پدرانم بيعت يکی از طاغوتهای زمان به گردنشان بود ، ولی من در حالي قيام خواهم کرد که بيعت هيچ طاغوتی به گردنم نباشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

8. من آخرين جانشين پيامبر هستم ، و به وسيله من است که خداوند بلا را از خاندان و  شيعيانم دور می سازد.
 
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 30 )

9. هر کس در اجرای اوامر خداوند کوشا باشد ، خدا نيز وی را در دستيابی به حاجتش ياری می کند .
 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 331 )

10. سنت تخلف ناپذير خداوند بر اين است که حق را به فرجام برساند و باطل ر . نابود کند ، و او بر آنچه بيان نمودم گواه است . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 193 )

11. برای زود فرارسيدن فرج ( و ظهور ما ) زياد دعا کنيد ، که آن همان فرج و گشايش شماست .
 
(کمال الدين للصدوق ، ج 2 ، ص 485 )

12. اگر خواستار رشد و کمال معنوی  باشی هدايت می شوی ، و اگر طلب کنی می يابی .
 
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 339 )

13. ما در رعايت حال شما کوتاهی  نمی کنيم و ياد شما را از خطر نبرده ايم ، که اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روی می آورد و دشمنان شما را ريشه کن می کردند . پس از خدا بترسيد و ما را پشتيبانی کنيد .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

14. و اما در پيشامدها و مسايل جديد به راويان حديث ما مراجعه کنيد ، زيرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

15. اگر از خداوند ( صاحب عرت و جلال ) طلب آمرزش کنی ، خداوند تو را می آمرزد .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 329 )

16. همانا خدايتعالی مردم را بيهوده نيافريده و بدون تکليف و جزا رهايشان نکرده است .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 174 )

17. هر يک از شما بايد به آنچه که او را به محبت ما نزديک می سازد عمل کند ، و از آنچه که مورد پسند ما نيست و ما را خشمناک می سازد دوری جويد .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 324 )

18. خداوندا ! وعده ای را که به من داداه ای ، برآورده کن و امر قيام مرا تمام فرما . قدمهايم را ثابت بدار و در سايه قيام من ، جهان را پر از عدل و داد کن .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 13 )

19. شهادت می دهم که معبودی جز خدای يکتا نيست و ملائکه آسمان و صاحبان علم نيز شهادت می دهند ، آن خدايی  که به عدل و داد قيام می کند ، نيست خدايی جز او که مقتدر و حکيم می باشد ، و همانا دين نزد خدا اسلام است .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 16 )

20. ايمان خداوند عز و جل و بندگانش قرابت و خويشاوندی تيست ، و هر کس که مر  انکار کند از من نيست .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 176 )

21. پناه به خدا می برم از نابينايی  بعد از روشن بينی ، و گمراهی بعد از هدايت ، واز اعمال ناشايسته و اتنه های نابود کننده . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 190 )

22. شيعيان ما هنگامی به فرجام نيک و زيبای خداوند ميرسند که از گناهانی که نهي شده اند ، احتراز نمايند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 177 )

23. کفايت در کارها و عنايت و سرپرستی در همه امور را تنها از خدايتعالی خواهانم .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

24. قلبهای ما جايگاه مشيت الهی است ، پس هر گاه او بخواهد ما هم می خواهيم .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 51 )

25. اگر نبود که ما دوستار صلاح شما هستيم و به شما لطف و مرحمت داريم ، همانا به شما توجه والتفات نمی کرديم .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

26. من مهدی هستم ، منم قيام گر زمان ، منم آنکه زمين را آکنده از عدل می سازد ، آنچنان که از ستم پر شده بود .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 2  )

27. ستمکاران پنداشتند که حجت خدا نابود شدنی است ، در حالی که اگر به ما اجازه سخن گفتن داده می شد ، شک و ترديد از ميان برداشته می شد .
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 4  )

28. من صاحب حقم ... علامت ظهورم زياد شدن آشوب ها و فتنه هاست . (بحار الأنوار ، ج 51، ص 320 )

29. علم و دانش ما به خبرهای  شما احاطه دارد و چيزی از اخبار شما بر ما پوشيده نمی ماند .
 
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 175 )

30. دين از آن محمد (ص ) و عدايت از آن علی امير المؤمنين (ع ) است ، زيرا عدايت مال اوست و در نسل او می ماند تا روز قيامت . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 160 )

31. کسی که نسبت به ما ظلم ورزد ، از جمله ستمکارانی است که مشمول لعنت خدا است ، چرا که خدا فرموده است : " آگاه باشيد که لعنت خدا بر ستمکاران است " .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182 )

32. من و تمامی پدرانم ... بندگان خداوند عز و جل هستيم . (بحار الأنوار ، ج 25، ص 267 )

33. سجده شکر از لازم ترين و واجب ترين مستحبات است . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 161 )

34. هر گاه خداوند به ما اجازه دهتد که سخن بگوييم ، حق ظاهر خواهد شد و باطل سست و ضعيف شده و از ميان شما خواهد رفت .
(بحار الأنوار ، ج 25، ص 183 )

35. دختر رسول خدا (ص ) برای من سرمشق و اسوه ای نيکوست . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 180 )

36. زمان ظهور و فرج ما با خداست ، و تعيين کنندگان وقت ظهور ، دروغگويانند . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 181 )

37. از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و کارها را به ما واگذاريد ، برماست که شما ر  از سرچشمه سيراب برگردانيم ، چنان که بردن شما به سرچشمه از ما بود ، در پی  کشف آنچه از شما پوشيده شده نرويد و مقصد خود را با دوستی ما بر اساس راهی که روشن است به طرف ما قرار دهيد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 179 )

38. ظهوری نيست مگر به اجازه خداوند متعال ، و آن هم پس از زمان طولانی و قساوت دلها و فراگير شدن رمين از جور و ستم . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

39. آگاه باشيد به زودی کسانی ادعای  مشاهده مرا خواهند کرد . آگاه باشيد هر کس قبل از " خروج سفيانی " و شنيدن صدای آسمانی ، ادعای مشاهده مرا کند دروغگو و افترا زننده است حرکت و نيرويی جز به خدای بزرگ نيست .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 478 )

40. من باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده از ابراهيم و خلاصه محمد ( درود خد بر همگی آنان باد ) هستم .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 238 )

ن 41. سيم ، خدمتکار حضرت مهدی عليه السلام گويد : آن حضرت به من فرمود : " آيا تورا در مورد عطسه کردن بشارت دهم ؟ " گفتم : آری . فرمود : " عطسه ، علامت امان از مرگ تا سه روز است . "
(بحار الأنوار ، ج 51، ص 5  )

42. حق با ماست و در ميان ماست ، کسی جز ما چنين نگويد مگر آنکه دروغگو و افتر زننده باشد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

43. همانا خداوند متعال ، کسی است که اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده ، او جسم نيست و در جسمی هم حلول نکرده ، " چيزی مثل او نيست و شنوا و داناست ."
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 178 )

44. خداوند با ماست و به جز ذات پروردگار به چيزی نياز نداريم ، و حق با ماست ،پس اگر کسانی با ما نباشند ، هرگز در ما وحشتی ايجاد نمی شود ما دست پرورده های پروردگارمان ، و مردم دست پرورده های ما هستند .
(الغيبة للشيخ الطوسی ، ص 172 )

45. دانش ، دانش ماست و از کفر کافر ، گزندی بر شما نيست . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 151 )

46. اگر شيعيان ما - که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خويش موفق بدارد - در وفاي به عهد و پيمان الهی اتحاد و اتفاق می داشتند و عهد و پيمان را محترم می شمردند ، سعادت ديدار ما به تأخير نمی افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل می شدند .
 
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 499 )

47. من از افرادی که می گويند : ما اهل بيت ( مستقلا از پيش خود و بدون دريافت از جانب خداوند ) غيب می  دانيم و در سلطنت و آفرينش موجودات با خدا شريکيم ، يا ما را از مقامی که خداوند برای ما پسنديده بالاتر می برند ، از چنين افرادی  نزد خدا و رسولش بيزاری می جوييم .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

48. فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهای واجب در مقايسه با دعا و تسبيح پس از نمازهای مستحبی ، مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است .
(الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 487 )

49. سجده بر قبر جايز نيست . (الإحتجاج للطبرسی ، ج 2 ، ص 490 )

50. وجود من برای اهل زمين سبب امان و آسايش است ، همچنان که ستارگان سبب امان اهل آسمانند .
 
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

51. به راستی که مقدرات خداوند متعال مغلوب مشود ، و اراده الهی مردود نگردد ، . چيزی بر توفيق او پيشی نگيرد .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 191 )

52. اما علت و فلسفه آنچه از دوران غيبت اتفاق افتاده است ، پس خداوند عز و جل در قرآن فرموده است : " ای مؤمنان از چيزهايی نپرسيد که اگر آشکار شود ، بدتان آيد . "
(بحار الأنوار ، ج 78، ص 380 )

53. زمين خالی از محبت خدا نيست ، يا آشکار است و يا نهان .
 
(کمال الدين للصدوق ج 2 ،ص 511 )

54. هر گاه علم و نشانه ای پنهان شود ، علم ديگری آشکار گردد ، و هر زمان که ستاره اي افول کند ، ستاره ای ديگر طلوع نمايد . (بحار الأنوار ، ج 53، ص 185 )

55. بار الها ! توفيق بندگی  و دوری از گناه و نيت پاک . شناخت حرام را به ما عط فرما ، و با هدايت و استقامت در راهت گراميمان بدار . (المصباح للکفعمی ، ص 281 )

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 14:17 ] [ محسن ] [ ]

رحلت حضرت رسول اکرم (ص) ،

شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع)

و شهادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت امام رضا (ع) 

را به وجود مقدس امام زمان(عج) و شیعیان و محبان آن حضرت

تسلیت میگویم.

الله عجل الولیک الفرج

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل الفرجهم


[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 23:37 ] [ محسن ] [ ]

چگونگی شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

قطب راوندي از حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده است: «كه حضرت امام حسن ـ عليه السلام ـ به اهل‌بيت خويش مي‌فرمود كه من با زهر شهيد مي‌شوم مانند رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ پرسيدند: چه كسي اين كار را خواهد كرد؟ فرمود: اين كار را زن من جعده دختر اشعث بن قیس خواهد كرد. معاويه به طور پنهاني زهري براي او خواهد فرستاد و امر خواهد كرد او را كه آن زهر را به من بخوراند. گفتند: او را از خانه‌ي خود بيرون كن .فرمود: چگونه او را از خانه بيرون كنم، در حالي كه كاري نكرده است، اگر او را بيرون كنم، كسي به غير از او مرا نخواهد كشت و او را نزد مردم عذري خواهد بود، كه بي‌جرم و جنايت مرا اخراج كردند پس از مدّتي معاويه مال بسياري را با زهر كشنده اي براي جعده فرستاد و به او پيغام فرستاد كه اگر اين زهر را به امام حسن ـ عليه السلام ـ بخوراني، من صد هزار درهم به تو مي‌دهم و تورا به ازدواج پسر خود يزيد در مي‌آورم پس آن زن عزم را جزم نمود كه آن حضرت را مسموم نمايد. روزي آن حضرت روزه بودند و روز بسيار گرمي بود و تشنگي بر آن جناب اثر كرده و در وقت افطار بسيار تشنه بود، آن زن شربت شيري را از براي آن حضرت آورد و آن زهر را داخل آن كرده بود و به آن حضرت داد، چون امام حسن ـ عليه السلام ـ بياشاميد و احساس سمّ نمود، كلمه‌ي استرجاع «انا لله و انا اليه راجعون» بر زبان جاری فرمودو خداوند را حمد كرد كه از اين جهان فاني به سوي جهان جاوداني رهسپار مي‌شود و جدّ و پدر و مادر و عمّ خود جعفر و حمزه را ديدار مي‌فرمايد، پس روي به جعده كرد و فرمود: كُشتي مرا، خدا بكشد ترا، به خدا سوگند كه خَلَفي (جانشيني) بعد از من نخواهي يافت، آن شخص ترا فريب داده، خدا ترا و او را، به عذاب خود خوار فرمايد. پس آن حضرت، دو روز در درد و اَلَم ماند و بعد از آن به جدّ بزرگوار و پدر عالي قدر خود ملحق گرديد. معاويه نیز طبق معمول به عهد خود وفا نکرد،و به روايتي آن مالي كه وعده كرده بود، به او داد و لكن او را به ازدواج يزيد در نياورد و گفت كسي كه با حسن ـ عليه السلام ـ وفا نكرد، با يزيد هم وفا نخواهد كرد».[1] شيخ مفيد (ره) هم اين مطالب را ذكر كرده و مي‌افزايد: «پس مردي از خاندان طلحه جعده را گرفت و فرزنداني براي او آورد. هرگاه ميان آن فرزندان و قبائل قريش نزاعي در مي‌گرفت، قريش آنان را سرزنش مي‌كردند و به آنان مي‌گفتند: اي پسران زني كه شوهرش را زهر مي‌خوراند».[2]

معرفي منابع، جهت مطالعه بيشتر:

1ـ حسن كيست؟، فضل اله كمپاني.
2ـ منتهي الآمال، شيخ عباس قمي.
3ـ الارشاد، شيخ مفيد، ترجمه رسولي محلاتي.

-----------------------------------------

[1] . قمي، شيخ عباس ، منتهي الآمال، انتشارات علميه اسلاميه تهران، 1371، هـ. ق، ج اول، ص 168. طبرسي، الاحتجاج، انتشارات اسوه، ج2، ص 73 و شيخ مفيد، الأرشاد، با ترجمه‌ي سيد هاشم رسولي محلاتي، انتشارات علميه اسلاميه، ج 2، ص 12. شيخ عباس قمي، همان، ص 169. ج اول.
[2] . شيخ مفيد، همان، ص 12، 13.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:56 ] [ محسن ] [ ]

وفات يا شهادت پيامبر اعظم صلی الله عليه و آله و سلم

درباره اين موضوع و هم‌چنين در تاريخ شهادت نبي اكرم(ص) در ميان نويسندگان و مورخان اختلاف مي‌باشد و بعضي از نويسندگان فقط به بيان اين جمله كه مريض، شد و از دنيا رفت اكتفاء كرده‌اند.
در كتب تاريخي نقل شده است كه يهوديان چندين مرتبه تصميم گرفتند كه پيامبر اكرم(ص) را به شهادت برسانند ولي هر مرتبه پيامبر(ص) توسط جبرييل از اين توطئه آگاه مي‌شد و يهوديان به مقصود خود نمي‌رسيدند و در پايان جنگ خيبر نيز گروهي از بزرگان قوم يهود زينب دختر حارث را كه از اشراف يهود بود و پدر خود حارث و برادر خود مرحب و شوهر خود سلامَ بن مِشكم را از دست داده بود تحريك كردند تا شايد به مقصود خود كه نابودي رسول خدا(ص) و در نتيجه نابودي دين تازه تأسيس اسلام بود نايل شوند ولي اگر چه اين عمل نيز به شهادت آني و فوري آن حضرت منجر نشد ولي باعث مسموميت آن حضرت گرديد و در نهايت در درازمدت به شهادت آن حضرت انجاميد.
مورخ بزرگ «محمد بن عمر واقدي» در مغازي، واقعه رحلت پيامبر را چنين نقل مي‌كند:
چون رسول خدا(ص) خيبر را گشود و آرام گرفت، زينب، دختر حارث شروع به پرس و جو كرد كه محمد كدام قسمت گوسفند را بيشتر دوست دارد؟ گفتند: شانه و سردست را. زينب گوسفندي را كشت، و سپس زهر كشندة تب‌آوري را كه با مشورت يهود فراهم آورده بود به تمام گوشت و مخصوصاً شانه و سردست آن زد و آن را مسموم كرد. چون غروب شد و رسول خدا(ص) به منزل خود آمد متوجّه شد زينب از او پرسيد، كاري داري؟ او گفت: اي ابوالقاسم! هديه‌اي برايت آورده‌ام ـ اگر چيزي را به پيامبر(ص) هديه مي‌كردند از آن مي‌خوردند و اگر صدقه بود از آن نمي‌خوردند ـ پيامبر(ص) دستور فرمود تا هديه او را گرفتند

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:56 ] [ محسن ] [ ]

علت ممانعت دشمنان از دفن پیکر مطهر امام حسن علیه السلام در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله

يكي از امامان معصوم و نوه ي بزرگ پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ حضرت امام حسن مجتبي است كه مورد ظلم بني اميه و ديگر دشمنان واقع شده و با زهر كينه به شهادت رسيده و بعد از شهادت نيز، جنازه مطهر آن حضرت مورد حمله و تيرباران واقع شد.[1]
اين دشمنان چه كساني بودند؟ و چرا با امام حسن مجتبي كه به گفته پيامبر سيد جوانان اهل بهشت بود اين گونه برخورد كردند؟ و هدفشان چه بود؟
به گفته مورخين يكي از افرادي كه در آزار و اذيت امام حسن ـ عليه السلام ـ ، چه در حال حيات و چه بعد از شهادت آن حضرت نقش مؤثري داشت، معاويه پسر ابي سفيان است. او از طرف امام حسن براي آينده ي بني اميه احساس خطر مي‌كرد و سرانجام بادروغ و تزوير جَعده- كه همسر امام حسن بود- را وادار کرد که آن حضرت را به شهادت برساند.[2]
فرد ديگري كه عداوت بسياري با امام حسن داشت و حتي در جلوگيري از دفن جنازه ي ايشان در كنار مرقد پيامبر نقش مؤثري داشت؛ مروان پسر حكم بود. همان كسي كه پيامبر او و پدرش را به خاطر كارهاي خلاف و دشمني‌هايشان نسبت به اسلام از مدينه بيرون كرده بود،و عمر و ابوبکر از رفع تبعيد آنها امتناع کرده بودند اما عثمان در زمان خلافتش آنها را به شهر آورد و مروان را داماد خود كرد. مروان نسبت به خاندان پيامبر بغض و كينه ي شديدي داشت و هيچ زماني از آزار و اذيت اهل بيت دريغ نمي‌كرد.
چنانکه مي دانيد مسلمان شدن بني اميه و آل ابي‌سفيان از روي ناچاري بودوآن‌ها زماني مسلمان شدند كه اسلام قدرت حاكم شده بود و آنها براي حفظ جان خود اسلام آوردند.از اين رو آنها هيچ وقت با خلوص نيّت مسلمان نشدند و از هر فرصتي براي ضربه زدن به اسلام استفاده مي‌كردند. آنها به گفته‌هاي پيامبر و دستورات حضرت اعتنايي نداشتند. در جريان دفن امام حسن ـ عليه السلام ـ وقتي كه ابوسعيد خدري (از اصحاب پيامبر) به مروان گفت: آيا از دفن حسن در كنار جدش ممانعت مي‌كني در حالي كه رسول خدا او را سيد جوانان اهل بهشت ناميد؛ مروان با تمسخر به او گفت: اگر امثال تو حديث پيامبر را روايت نمي‌كردند ضايع شده و از بين مي‌رفت.[3]
با توجه به روايت مي‌فهميم كه مروان و امثال او چقدر به اسلام پاي

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:54 ] [ محسن ] [ ]

ماجرای رحلت و قبض روح پیامبر صلی الله علیه و آله

در حالی که اضطراب و دلهره، سراسر «مدینه» را فرا گرفته بود، یاران پیامبر- صلی الله علیه و آله -، با دیدگانی اشکبار و دل هایی آکنده از اندوه، دور خانه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ گرد آمده بودند تا از سرانجام بیماری پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ آگاه شوند. گزارش هایی که از داخل خانه به بیرون می رسید، از وخامت وضع مزاجی آن حضرت، حکایت می کرد و هر نوع امید بهبودی را از بین می برد.
گروهی از یاران آن حضرت، علاقه مند بودند که از نزدیک رهبر عالیقدر خود را زیارت کنند، ولی وخامت وضع پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اجازه نمی داد در اتاقی که حضرت در آن بستری شده بود، جز اهل بیت وی، کسی رفت و آمد کند.
دختر گرامی و یگانه یادگار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ، فاطمه ـ علیها السلام ـ در کنار بستر پدر بزرگوارش نشسته بود و بر چهره نورانی آن حضرت نظاره می کرد. ایشان مشاهده می کرد که عرق موت، بسان دانه های مروارید، از پیشانی و صورت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سرازیر می شود.[1] زهرای مرضیّه با دیدگانی اشک بار و اندوهگین، شعر زیر را که از سروده های ابوطالب درباره پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بود، زمزمه می کرد:
و ابیض یستسقی الغمام بوجهه ـ ثمال الیتامی عصمة للارامل؛ یعنی چهره روشنی که به احترام آن از ابر باران درخواست می شود، شخصیتی که پناهگاه یتیمان و نگهبان بیوه زنان است.
در این هنگام، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ دیدگان خود را گشود و با

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:53 ] [ محسن ] [ ]

علت و چگونگی تيرباران کردن پيکر مکفون امام حسن عليه السلام

معاويه براي اجراي نقشه‌هاي شوم خود و زمينه‌سازي ولايت عهدي يزيد، فقط امام مجتبي ـ عليه السلام ـ را مانع مي‌ديد ، لذا نقشه قتل آن حضرت را طرح كرد و از همان روزهاي نخست با تحريك عوامل خود حتي در درون خانواده امام(ع) نقشه‌هايش را به اجرا درآورد. در هنگام حركت آن حضرت از كوفه به مدينه نقشه شهادت امام به طور زيركانه‌اي طرح شد، به گونه‌اي كه شخص كوري با عصاي مسموم به امام حمله برد و امام را مجروح كرد ، ولي امامم(ع) نجات يافت، بلاذري مي‌گويد: كه معاويه به دختر سهيل بن عمرو گفت: صد هزار دينار به تو مي‌دهم كه به امام سمّ بخوراني، و در پايان معاويه توسط دختر اشعث (جُعْده) نقشة قتل امام را به وسيلة سم اجرا كرد. همچنين ابن خلدون مي‌نويسد: (يزيد با وعدة ازدواج به جُعْده سبب شهادت امام شد.)
سرانجام امام مجتبي(ع) در 28 صفر سال 50 و به نقلي 51 هجري به دست جُعْده همسرش به شهادت رسيد.
امام وصيت كرده بود كه او را نزديك قبر پيامبر گرامي(ص) دفن كنند و اگر ممانعت كردند در كنار قبر مادرش دفن كنند، دار و دستة بني اميه به سركردگي معاويه مانع از دفن امام در كنار قبر رسول خدا شدند و عايشه هم در اين ماجرا آتش بيار معركه بود، و سوار بر قاطري جلوي جنازه امام ايستاد و از دفن امام در خانة رسول خدا ممانعت كرد و گفت: آيا مي‌خواهيد كسي را كه من دوست ندارم، در خانة من دفن كنيد، در همان حال ابن عباس جلو آمد و به عايشه گفت:
يك روز سوار بر شتر شدي (اشاره به جنگ جمل) يك روز هم بر قاطر سوار شدي براي جلوگيري از دفن جنازه پسر رسول خدا، اگر زنده بماني يك روز هم سوار بر فيل مي‌شوي تا خانة كعبه را خراب كني. تو 9/1 از يك هشتم خانة رسول خدا را به ارث مي‌بري، چطور آن را تصرّف كردي؟ امام حسين(ع) مانع از درگيري خونين شد و جنازه را به طرف بقيع حركت دادند و سرانجام امام مجتبي م(ع) در قبرستان بقيع و در كنار قبر مادر بزرگ خود فاطمه بنت اسد مدفون شد، وقتي خبر شهادت امام به معاويه رسيد، تكبير گفت و سجده شكر به جا آورد و اطرافيانش نيز چنين كردند.[1]در قسمت‌هايي از زيارت جامعه، خطاب به امام حسن(ع) ماجراي شهادت آن حضرت را از زبان امام باقر ـ عليه السلام ـ چنين نقل مي‌كند:
يا مواليّ …. وشهيد فوق الجنازه قد شكّت بالمهام الكفانه[2] اي سروران من…! بعضي از شما شهيدي هستيد كه دشمنان اسلام بر جنازة شما تيراندازي كردند، به طوري كه كفنتان سوراخ سوراخ گرديد….
ابن شهر آشوب مي‌گويد: به هنگام بردن جنازه امام حسن مجتبي(ع) به سوي بقيع، افراد شرور و پست به پشتيباني امويان به جنازه آن حضرت تيراندازي كردند،[3] به طوري كه هنگام دفن هفتاد تير از بدن آن حضرت جدا نمودند،[4] «وَرَموا بِالنبال جنازته حتي سَلَّ منها سبعون نَبلاً[5]» جنازه آن حضرت را تيرباران كردند، تا جايي كه هفتاد چوبة تير به تابوت آويخته شد.

-------------------------------------------
[1] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 42 به نقل از تاريخ تحليلي و سياسي اسلام‌، علي اكبر حسني، چاپ اول (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1373) ص 480.
[2] ـ بحارالانوار، ج 99، ص 166.
[3] ـ احمد زماني، حقايق پنهان، چاپ اول (قم: دفتر تبليغات اسلامي، 1375) ص 306.
[4] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 50.
[5] ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 44.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:52 ] [ محسن ] [ ]

کار تجهيز و تدفين پيکر مطهر پيامبر صلی الله علیه و آله را ابوبکر انجام داده یا علي علیه السلام

پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ بعد از بیست و سه سال تبليغ رسالت و دعوت مردم به يکتاپرستي و تقوا و ابلاغ دين اسلام در تمام جزيرة العرب، روز دوشنبه بیست و هشتم صفر سال يازدهم هجري در سن شصت و سه سالگي از این جهان رحلت فرمودند. بر اساس روايات تاريخي که از اهل سنت نقل شده است پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در حالي جان به جان آفرين تسليم کردند که سرشان روی سينه علي ـ عليه السلام ـ قرار داشت و مراسم تجهيز و تکفين و تدفين و نماز آن حضرت را علي بن ابي طالب- علیه السلام - با کمک چند نفر ديگر از بني هاشم انجام دادند.
ابن سعد روايت مي کند: کعب الاحبار روزي از خليفه دوم (عمر) سوال کرد پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در موقع احتضار (آخرين لحظات عمرشان) چه فرمودند: عمر به علي ـ عليه السلام ـ که در آن مجلس حضور داشت اشاره کرد و گفت از او بپرسيد. حضرت فرمود: پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ در حالي که سرشان بر روي شانه من بود، مي فرمود: الصلاة الصلاة... کعب دوباره سوال کرد که چه کسي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را غسل داد، عمر گفت از علي بپرس؛ حضرت فرمود: من پيامبر را غسل دادم در حالي که عباس نشسته بود و اسامه و شقران آب مي ريختند.[1]
ابن هشام مي نويسد: کساني که متصدي غسل بدن آن حضرت شدند عبارت بودند از علي بن ابي طالب، عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، قثم بن عباس، اسامة بن زيد و شقران، غلام پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ و اوس بن خولي نيز که يکي از انصار بود، فرياد زد: يا علي تو را به خدا سوگند ما را هم در اين افتخار شريک کن، علي ـ عليه السلام ـ فرمود: داخل خانه شو و او نيز وارد شده در کناري نشست و کيفيت غسل آن حضرت بدين ترتيب بود که علي ـ عليه السلام ـ جنازه پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ را بر سينه خود گذارده بود و عباس و فضل و قثم در حرکت دادن و چپ و راست کردن بدن به او کمک مي کردند و اسامه و شقران هم آب مي ريختند و علي بن ابي طالب- علیه السلام – پيامبر- صلی الله علیه و آله - را از زير پيراهن غسل مي داد و مي گفت: پدر و مادرم به فدایت که چه اندازه در زندگي و پس از مرگت پاکيزه اي و چون از غسل فارغ شدند او را با سه پارچه «صحاري» و يک پارچه بُرد «حبرة» کفن کردند.[2]
درباره کيفيت دفن پيامبر- صلی الله علیه و آله - نيز مي نويسد: «اما کساني که متولي دفن آن حضرت شدند و وارد قبر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ شدند عبارتند از: علي بن ابي طالب و فضل بن عباس و قثم بن عباس و شقران».[3]
علاوه بر کتاب هاي ذکر شده که از کتب معتبر و قديم اهل سنت در زمينه تاريخ پيامبر- صلی الله علیه و آله - و صحابي آن حضرت محسوب مي شوند، ابن اثير جزری در اسد الغابة،[4] ابن کثير در البداية و النهاية[5] و بيهقي در دلائل النبوة[6] و دهها منبع ديگر از اهل سنت به اين امر اشاره دارند که کسي جز علي ـ عليه السلام ـ و همراهان آن حضرت در تجهيز و تدفين آن حضرت شرکت نداشته است.
نخستين کسي که بر پيامبر گرامي- صلی الله علیه و آله - نماز گزارد، امير مؤمنان علي بن ابي طالب ـ عليه السلام ـ بود سپس ياران و اصحاب آن حضرت دسته دسته بر جنازه آن حضرت نماز گزاردند.
چنانچه ابن کثر از ابن مسعود نقل مي کند: که در وصيت پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ آمده است که آن حضرت را مردان اهل بيتش غسل دهند و کفن کنند و بعد بر جنازه آن حضرت نماز بگزارند سپس مردم بر آن حضرت نماز بگزارند و بعد از مردان زنان بر جسد آن حضرت نماز بخوانند.[7]
سپس در محل دفن پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ اختلاف در بين مردم به وجود آمد برخي گفتند: در بقيع دفن کنيم و برخي گفتند: در کنار مسجد و برخي نيز گفتند: در منزل حضرت، ايشان را دفن کنيم؛ در نهايت تصميم بر اين شد که جنازه حضرت را در همان حجره اي که حضرت رحلت نموده بودند به خاک بسپارند. قبر آن حضرت توسط ابو عبيده جراح و زيد بن سهل آماده گرديد و مراسم دفن به وسيله امير مؤمنان به کمک فضل و عباس و قثم انجام گرفت.[8]
بنابراين مشاهده مي شود که اکثر قريب به اتفاق منابع تاريخي و روایی اهل سنت که تعدادشان به دهها عنوان کتاب مي رسد و توسط نويسندگان قديمي نوشته شده است و امروزه نيز موجود است و حتي به تواتر و شهرت نيز رسيده است که کسي جز علي ـ عليه السلام ـ متولي تجهيز، تکفين و تدفين پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نبوده و اگر رواياتي هم بر خلاف اين نقل شود مخالف فرموده رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ است که قبلا ذکر شد و يا اين که از سر عناد و دشمني با علي بن ابي طالب- علیه السلام - چنين مطلبي را نقل مي کنند.

------------------------------------------
[1]. ابن سعد، محمّد، الطبقات الکبري، بيروت، دارالکتب العلمية، 1410ق، ج2، ص202.
[2]. ابن هشام، عبدالملک، السيرة النبويه، بيروت، دارالمعرفة، بي تا، ج2، ص622 - 663.
[3]. همان، ص664.
[4]. ابن اثير جزری، علی بن محمد، اسد الغابة في معرفة الصحابة، بيروت، دارالفکر، 1409ق، ج2، ص388.
[5]. ابن کثير، اسماعيل بن عمر، البداية و النهاية، بيروت، دارالفکر، 1407ق، ج5، ص269.
[6]. بيهقي، احمد بن حسين، دلائل النبوة و معرفه احوال صاحب الشریعه، بيروت، دارالکتب العلمية، 1405ق، ج7، ص254.
[7]. ابن کثير، پیشین، ج5، ص2645 ـ 266.
[8]. طبری، محمد بن جرير، تاريخ الامم و الملوک، بيروت، موسسه الاعلمي، بي تا، ج2، ص452.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

اندیشه قم

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:51 ] [ محسن ] [ ]

علت تاخیر چند روزه در تدفین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
در باره روز دفن پیامبر(ص)اختلاف است ؛ ظاهر عبارت شيخ مفيد اين است كه دفن‏ پيامبر (ص) در همان روزى بود كه وفات يافته بود. ابن هشام روايت كرده است كه آن حضرت (ص) روز دوشنبه درگذشت و روز سه شنبه غسل داده شد و روز چهارشنبه، شبانه، به خاك سپرده شد. ابن سعد نيز مثل همين روايت را نقل كرده جز قسمت غسل در روز سه‏شنبه. همچنين روايت كرده‏اند كه آن حضرت در روز دوشنبه هنگام غروب جان داد و در تاريكى به خاك سپرده شد و جز نزديكانش عهده‏دار كار او نشدند و در روايتى است كه پيغمبر (ص) در سحرگاه شب چهارشنبه به خاك سپرده شد و در روايت ديگرى است كه آن حضرت روز دوشنبه هنگام غروب خورشيد از دنيا رفت و روز سه شنبه هنگام غروب به خاك سپرده شد. شايد اين روايت با آن چه نقل كرده‏اند مبنى بر اين كه آن حضرت را يك شبانه روز پس از وفاتش رها كردند موافق باشد. روايت ابن هشام هم كه گفته است آن حضرت روز دوشنبه رحلت کرد و روز سه شنبه به خاك سپرده شد؛ نيز روايت شده است كه آن حضرت روز دوشنبه هنگام غروب بدرود حيات گفت و روز چهارشنبه به خاك سپرده شد؛ اين سخن با دفن آن حضرت در شب چهار شنبه منافات‏ دارد؛ شيخ مفيد همچنين گويد: اكثر مسلمانان چون ديدند على به كار دفن‏ پيامبر مشغول است و بنى هاشم نيز به خاطر رحلت رسول خدا به مصيبت گرفتار آمده‏اند از فرصت استفاده كردند و براى به دست آوردن خلافت پيامبر پيشى گرفتند زيرا انصار در ميان خود دو دسته شدند و طلقا (آزادشدگان) و مؤلفه قلوبهم نمى‏خواستند مسئله تعيين جانشينى رسول خدا تا زمانى‏كه بنى هاشم از كار كفن ‏و دفن پيامبر فراغ يابند به تأخير افتد. اين مطلب همچنين از روايتى كه طبرى در احتجاج نقل كرده فهميده مى‏شود. وى اين روايت را مانند روايت ابن قتيبه ذكر كرده اما عبارت طبرى روشن‏تر است. وى نوشته: گروه انصار و عده‏اى از حاضران كه جزو انصار نبودند بيعت كردند در حالى‏كه على بن ابيطالب به كفن‏ و دفن پيامبر(ص) مشغول بود. چون وى از اين‏ جنازه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به عهده بگيرند [و چون همه آنها از مهاجران بودند] انصار (مسلمانان مدينه) از بيرون خانه فرياد زدند: اى على! ما خدا را امروز به ياد تو مى‏آوريم كه نگذارى حقّ ما از ميان برود، از ما نيز مردى را وارد قبر كن، تا ما نيز در فضيلت دفن‏ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بهره‏مند گرديم.[1]
با توجه به اختلاف گزارشها درباره ی روز دفن پیامبر (ص) تاخیر سه روز مسلم نیست؛ درصورت وقوع چنین رويدادی می توان دلایلی برای آن ذکر کرد:
1- اقامه نماز برپیکرآن حضرت توسط تمام مسلمانان زن ومرد
2- پراکنده شدن انصار ومهاجرین وتنها ماندن امیرمومنان علی(ع) وبنی هاشم در دفن پیامبر(ص)
3- داستان شوم سقیفه مهم ترین دلیلی است که می تواند موید برتاخیر در دفن باشد که مردم از دفن غفلت ورزیده ودر آنجا تجمع کردند.

------------------------------

[1] . الأنوار البهية ،صص:48- 47

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:50 ] [ محسن ] [ ]


پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که برای هدایت بشریت از سوی خداوند متعال مبعوث شده بودند که سرتا سر زندگیش پر از اتفاق بود و سیره نویسان و تاریخ نگاران از اهل سنت و شیعه کتاب های مفصل و مستقلی نگاشته اند و نیز آخرین لحظات زندگی آن حضرت که می توان آخرین حج، حادثه غدیر، جانشینی امیر المؤمنین و بیعت مردم با آن حضرت در حضور پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از عهده این نوشتار بیرون است اما جریاناتی که با هم مرتبط بودند و تا آخرین لحظات عمر با برکت آن حضرت حتي پس از آن نقش اساسی و تعیین کننده را داشت و اگر درست به پیام های این حوادث عمل می شد، هیچ وقت جامعه اسلامی دچار انحطاط و تفرقه نمی شد. به عبارتی دیگر اتفاقات آخر عمر رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را می توان از دو منظر بررسی کرد: یک از نگاه خارجی، دو: از نگاه داخلی.
الف) اتفاقات داخلی جامعه اسلامی در لحظات آخر عمر پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ
1. حجه الوداع: آخرین حج پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ که در واقع کامل ترین حج آن حضرت بود و حضرت پس از این حج حدود سه ماه زنده ماندند، و این حج برای جامعه اسلامی نقش اساسی داشت که برخی آن را حج ابلاغ، حج اسلام و حج ولایت نیز مي نامند این حج از 26 ذی قعده و با خروج پیامبر اسلام با مسلمانان از شهر مدینه شروع شد و رسول خدا با انجام دادن واجبات، در عمل، آنها را به مردم یاد دادند. و سخنانی مهم در عرفه ایراد کردند.
«شاید دیگر شما را در این مکان ملاقات نکنم... شیطان از شما ناامید گشته از پیروی شیطان بپرهیزید... بعد از من پیامبری نخواهد آمد و پس از شما مسلمانان، امتی نیست... و من برای شما کتاب خدا و عترتم را می گذارم...».[1]
سپس فرمودند: علی سرور مومنان است و ثروت سرور ظالمان. علی برادر و مولای مومنان، پس از من است و او برای من به منزله هارون برای موسی است، جز آن که خدای متعال، نبوت را به من پایان داد و پیامبر دیگری پس از من نیست و پس از من، او جانشین من در میان خاندانم و مومنان است.[2]
2. حادثه غدیر: هر چند رسول گرامي اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بارها به جانشینی حضرت علی ـ علیه السلام ـ به صراحت تاکید کرده بود و در حجه الوداع نیز به آن اشاره کرد،

ادامه مطلب
[ دوشنبه نهم دی 1392 ] [ 22:49 ] [ محسن ] [ ]

اللهم عجل الولیک الفرج به حق زوار الحسین علیه السلام


[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 18:20 ] [ محسن ] [ ]

انتظار،تحول،انقلاب ایمان و اعتقاد به امام زمان(عج)، مانع از تسلیم شدن است. ملت هاى باایمان كه حضور قطب عالم امكان را در میان خود احساس مى كنند، امید و نشاط مى گیرند و براى مجد و عظمت اسلام مبارزه و جهاد مى كنند با تكیه بر همین امید درخشان بود كه ملّت بزرگ ایران، پرچم اسلام را به اهتزاز درآورد و افتخار طول تاریخ و بشر و تاریخ اسلام شد».[1]
در كنفرانس «تل آویو» در بحث مبارزه با تفكر مهدى باورى ابتدا امام حسین(علیه السلام) و بعد امام زمان(عج) را مطرح و هر دورا عامل پایدارى شیعه مى دانند; نگاه سرخ و نگاه سبز.
در این كنفرانس كه افرادى شیعه شناس و سرشناس، مانند برنارد لوییس و مارتین كرام و... حضور داشتند، مطرح مى شود كه شیعه به اسم امام حسین(علیه السلام) و امام زمان(عج) قیامشان را حفظ مى كنند.[2]
«حاصد الگار، در كتاب انقلاب اسلامى در ایران، پیشه ى انقلاب اسلامى ایران را به موضوع امامت از دیدگاه شیعه و مسئله ى غیبت امام زمان(عج) و پیامدهاى سیاسى آن، مى داند».[3]
در كشور خود ما در آغاز روى كارآمدن رژیم فاسد و وابسته ى پهلوى - آن كودتاگر بى سواد، فاقد هرگونه معرفت و معنویت - یكى از آخوندهاى وابسته به دربار را صدا كرد و از او پرسید، این قضیه ى امام زمان(عج) چیست كه مشكلاتى براى ما درست كرده است؟ این آخوند هم طبق میل و دل او جوابى مى گوید. آن قُلدر مأموریت مى دهد كه بروید مسئله را حل و تمام كنید و این اعتقاد را از دل مردم بیرون بیاورید. او مى گوید:
«این كار آسانى نیست و خیلى مشكلات دارد و باید كم كم و با مقدمات شروع كنیم. البته آن مقدمات به فضل پروردگار وهوشیارى علماى ربّانى و آگاهان این كشور، در آن دوران ناكام ماند و نتوانستند آن نقشه ى شوم را عملى كنند. در كشور ما یك كودتاچى غاصب، از طرف دانشگاه هاى قدرت استعمارى مأموریت داشت كه بیاید ایران را قبضه كند و كشور را دو دستى، تحویل دشمن نماید و براى مسلّط شدن بر مردم یكى از مقدمات لازمش این بود كه عقیده به مهدى موعود(عج) را از ذهن مردم پاك كند».[4]
مقام معظم رهبرى(دام ظله العالى) مى فرمایند


ادامه مطلب
[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 18:4 ] [ محسن ] [ ]




وصیت آیت الله نخودکی بر طبق نقل پسرش اینگونه است :

ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله….

نیست جز تقوی در این ره توشه ای                           نان و حلوا را بنه در گوشه ای

«بالتقوی بلغنا ما بلغنا»، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:

انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا

اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم.

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.
بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله است.

اکنون پسرم، تو را به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:

اول: آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری.

دوم: آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست، زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.

[در این جا عرضه داشتم: پدرجان، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد. فرمودند: چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.]

سوم: آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست.

چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیز پیشه خود ساز.

پنجم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی.

در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد، اما ناگهان پدرم چشم خود بگشودند و فرمودند:

تصور بیهوده مکن، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است.

بعد از آن فرمودند:

چون صبحگاه روز یکشنبه کار من پایان یافت، اگر حالت مساعد بود، خودت مرا غسل بده و کفن و دفن مرا مباشرت کن.

همچنین سفارش کردند که مرحوم دکتر شیخ حسن خان عاملی که طبیب معالجشان بود ایشان را به جانب قبله کند و آداب میت را اجرا نماید. و به مرحوم سید مرتضی روئین تن مدیر روزنامه طوس نیز فرمودند:

شما هم صبح یکشنبه بیائید و بعد از فوت من یکساعت بالای سر من قرآن بخوانید.



[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 22:30 ] [ محسن ] [ ]


رقيه (سلام‌الله‌عليها) كه بود؟

اصل وجود دختري چهار ساله براي امام حسين (عليه السلام) در منابع شيعي آمده است، اما در بعضي منابع در اين‌باره اختلاف وجود دارد. در كتاب كامل بهايي نوشته علاءالدين طبري (قرن ششم هجري) قصه دختري چهار ساله كه در ماجراي اسارت در خرابه شام در كنار سر بريده پدر به شهادت رسيده، آمده است، اما در مورد نام او كه آيا رقيه بوده يا فاطمه صغري و يا غيره اختلاف است.

همچنين سيد بن طاووس در كتاب «لهوف» خود مي‌نويسد: «شب عاشورا كه حضرت سيدالشهداء (عليه ‏السلام) اشعاري در بي‌وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب سلام الله عليها سخنان ايشان را شنيد و گريست. امام عليه‏ السلام او را به صبر دعوت كرد و فرمود: «خواهرم ام كلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي كه من كشته شدم، براي من گريبان چاك نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد و خويشتن‌دار باشيد.»

شناسنامه حضرت رقیه

حضرت رقیه فرزند امام حسین علیه السلام است . بر اساس نوشته‏ های بعضی کتاب‏های تاریخی، نام مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش‏تر همسر امام حسن مجتبی (علیه‏السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه‏السلام) به عقد امام حسین (علیه‏السلام) درآمده است. در مورد تاریخ تولد حضرت رقیه چیزی معلوم نیست.

خواهران حضرت رقیه علیه السلام

در تعداد دختران امام حسین و نامهای آنها اختلاف وجود دارد.  آنچه از منابع بدست می آید امام حسین علیه السلام دارای چهار دختر بنامهای فاطمه کبری، فاطمه صغری، سکینه و رقیه بوده است.

اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است. اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و... اختلاف است.

لهوف سید ابن طاووس و حضرت رقیه

یکی  از کتاب‏های کهن که در زمینه حضرت رقیه  مطالبی نقل نموده، کتاب اللهوف از سیدبن طاووس است.  وی می‏نویسد: «شب عاشورا که حضرت سیدالشهداء (علیه ‏السلام) اشعاری در بی وفایی دنیا می‏خواند، حضرت زینب (علیهاالسلام) سخنان ایشان را شنید و گریست. امام (علیه‏ السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود:

ادامه مطلب
[ شنبه شانزدهم آذر 1392 ] [ 19:50 ] [ محسن ] [ ]

به نام خالق یکتا

شهادت جانسوز حضرت رقیه علیه السلام  دردانه حضرت اباعبدالله علیه السلام را محضر مقدس نازنین سید الشهدا و امام عصر (عج)و تمام شیعیان و محبان آن حضرت تسلیت میگویم

از خداوند کریم تعجیل فرج منتقمشان را خواستاریم

اللهم عجل الولیک الفرج

[ شنبه شانزدهم آذر 1392 ] [ 19:43 ] [ محسن ] [ ]

[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 21:45 ] [ محسن ] [ ]


امام سجاد ـ علیه السلام ـ در سال سی و هشت هـ.ق متولد شد.[1] دوران کودکی خود را در شهر مدینه سپری کرد. حدود دو سال از خلافت جدّش امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ را درک نمود و پس از آن مدت ده سال، شاهد حوادث دوران امامت عموی خویش امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ بود که تنها در شش ماه آن عهده دار خلافت اسلامی بود. پس از شهادت امام مجتبی ـ علیه السلام ـ در سال 50 هـ.ق، به مدّت ده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی که در اوج قدرت معاویه با او در ستیز و مبارزه بود، در کنار او قرار داشت.
در محرّم سال 61 هـ.ق در جریان قیام و شهادت پدرش امام حسین ـ علیه السلام ـ در کربلا حضور داشت. پس از فاجعه کربلا که امامت به آن حضرت رسید، همراه دیگر اسیران اردوگاه حسینی به کوفه و شام برده شد و در این سفر سرپرست و تکیه گاه اسیران در کوران مصیبت ها و گرفتاری ها بود. ایشان در این سفر با سخنرانی های آتشین خود، حکومت یزید را رسوا ساخت و پس از بازگشت از شام در مدینه اقامت گزید.[2]
امام سجاد ـ علیه السلام ـ در چه تاریخی به شهادت رسید؟
درباره شهادت آن بزرگوار، اقوال مختلفی ذکر شده است:
1ـ دوازدهم محرم سال 94 هـ.ق.[3]
2ـ یازده یا دوازده شب باقی مانده از محرم سال 95 هـ.ق.[4]
3ـ هیجدهم محرم 94 یا 95 هـ.ق.[5]
4ـ اول سال 94 هـ.ق.[6]
5ـ 25 یا 22 محرم سال 95 هـ.ق.[7]
6ـ 25 محرم الحرام سال 95 هـ.ق.[8]
قول اخیر مشهور است و بیشتر مورد پذیرش واقع شده است. بنابر این آن حضرت بعد از پدر بزرگوارش سی و چهار سال و پانزده روز زندگی و امامت کرده و سپس به شهادت رسیده است.
چه کسی امام سجاد ـ علیه السلام ـ را شهید کرد؟
مرحوم مازندرانی در شرح اصول کافی آورده اند که علمای شیعه معتقدند امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ را ولید بن عبد الملک زهر داد.[9]
و دراین نوشتار به نمونه هایی از این گفتار اشاره می شود:

ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم آذر 1392 ] [ 22:33 ] [ محسن ] [ ]

مسمومیت و شهادت امام سجاد علیه السلام در منابع معتبر تاریخی

امام زین العابدین، سید الساجدین، امام العارفین حضرت علی بن حسین ـ علیها السلام ـ در سال 38 هجری قمری در مدینه متولد شد که دو سال با جدش امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ و ده سال در امامت امام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ و 11 سال با پدرش امام حسین ـ علیه السلام ـ زندگی نموده و پس از شهادت ابا عبد الله الحسین ـ علیه السلام ـ به مدت 34 سال عهده دار منصب امامت و ولایت و جانشین الهی و برحق رسول مکرم اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ شدند. امام سجاد ـ علیه السلام ـ که در علم و عمل برترین مردمان بود و بنا بر تصریح پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و نص امیر مؤمنان و امام حسین ـ علیه السلام ـ به امامت رسیده بودند و در سال 95 هجری قمری در سن 57 سالگی از دنیا فانی به جنت اعلای الهی سفر کردند.[1]
البته در تاریخ شهادت و سن آن حضرت اقوال دیگری نیز وجود دارد که بخاطر طولانی شدن، از آن ها صرف نظر گردید. مرحوم مازندرانی در شرح اصول کافی آورده اند که علمای شیعه معتقدند امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ را ولید بن عبد الملک زهر داد.[2] و در این نوشتار به نمونه هایی از این گفتارها اشاره می گردد:
1. شیخ صدوق وقتی قاتلان ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ را می نویسند و به امام زین العابدین ـ علیه السلام ـ می رسند، چنین آورده اند که: ولید بن عبد الملک به آن امام زهر داده و او را به قتل رساند.[3]
2. سید بن طاووس در الاقبال در اعمال ماه رمضانف صلواتی را برای پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ذکر کرده و سپس ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ را در این صلوات آورد تا می رسد به امام چهارم که چنین صلوات می فرستد: «اللهم صل علی علی بن بن الحسین امام المسلمین و وال من والاه و عاد من عاداه و ضاعف العذاب علی من شرک فی دمه.»[4] که محل شاهد در جمله آخری است یعنی خدایا عذاب کسی که در ریختن خون امام زین العابدین ـ علیهم السلام ـ بود. چند برابر کن.
3ـ علامه مجلسی در بیان شرح جمله ابن طاووس می نویسد کسی که در ریختن خون امام سجاد ـ علیه السلام ـ شریک بود ولید بن عبد الملک است، باز در جای دیگر می فرماید: علی بن حسین ـ علیه السلام ـ را ولید بن عبد الملک زهر داده و به قتل رساند.[5]
4ـ ابن شهر آشوب در مناقب از ابو جعفر بن بابویه

ادامه مطلب
[ یکشنبه سوم آذر 1392 ] [ 22:31 ] [ محسن ] [ ]

السلام و علیک یا ابا عبدالله

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 12:41 ] [ محسن ] [ ]


حرکت امام حسین (ع) و واقعه کربلا آنچنان عالمگیر است که بسیاری از اندیشمندان شناخته شده در برابر آن خضوع نموده و و با بازگو نمودن مطالبی بزرگی و ارزشمندی این واقعه را در حد خود در جامعه انعکاس داده اند. در زیر به گزیده‌ای از این اظهارات اشاره می شود :

1. گاندي:
من نهضتم را مديون حسين بن علي (ع) هستم و من چيز تازه اي براي مردم هندوستان به ارمغان نياورده ام.

2. چارلز ديکنز (نويسنده انگليسي):
اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته‌هاي دنيايي خود بود، من نمي‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنين حکم مي کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاري کرد.

3. جرجي زيدان، نويسنده لبناني:
پس از رحلت پيامبر(ص)، حب جاه و مال بر فضايل اخلاقي فائق آمد و افکار و آراي آل علي(ع) در ميان چنان مردمي بي اثر ماند. چنانکه مردم کوفه به خاطر جاه و مال بيعتي را که با امام حسين(ع) بسته بودند، در هم شکستند و به اين نيز اکتفا نکرده و او را کشتند.

4. توماس مان، متفکر آلماني:

ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 12:32 ] [ محسن ] [ ]

چگونگی عزاداری و انواع آن

تذکر: برای حفظ امانت در استفتاآت از ویرایش آنها خودداری نمودیم.

پوشیدن لباس مشکی
س: آيا پوشيدن لباس سياه در عزاى امامان معصوم «عليهم السلام» مكروه است؟
ج: كراهت آن ثابت نيست، بلكه اگر براى تعظيم شعائر باشد داراى اجر و ثواب نيز خواهد بود. (منبع: سایت رهبری)

س: حکم لباس مشکي در دو ماه محرم و صفر مستحب است يا مکروه ؟
ج: کار شايسته و پسنديده اي است. (منبع: سایت آیت الله سیستانی)

س: آيا كراهتي كه در پوشيدن مشكي وجود دارد، لباس عزايِ امام حسين ‌عليه‌السلام‌ را هم شامل مي‌شود؟
ج: پوشيدن لباس سياه در عزاي امام حسين ‌عليه‌السلام مطلوب است. (منبع: استفتائات مکتوب دفتر آیت الله صافی گلپایگانی)

هروله و بالا و پایین پریدن
س: آيا هروله كردن در موقع سينه زنى (بالا و پايين پريدن) صحيح است؟
ج: اگر موجب وهن مذهب يا مؤمنين يا مراسم عزادارى معصومين «عليهم السلام» باشد، جايز نيست و در هر حال بهتر است مؤمنين مراعات شؤون عزادارى معصومين «عليهم السلام» بويژه سيد و سالار شهيدان اباعبدالله الحسين «عليه السلام» را بنمايند. (منبع: سایت رهبری)

س: «هروله» در جلسات عزاداري چه حکمي دارد؟
ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 12:31 ] [ محسن ] [ ]

درس های سیاسی و اجتماعی که از نهضت امام حسين عليه السلام

تردیدی نیست که زندگی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ، در جمیع ابعاد، الگوی تمام و سرمشق کامل برای انسانیت و بشریت در جستجوی کمال و سعادت می باشد. و الگو پذیری از آن ها حیات بخش بوده و همین طور احیاء ارزش های متعالی انسانی و الهی می باشد و لذا خداوند متعال در قرآن خطاب به مومنین می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی دعوت می کند که شما را حیات می بخشد....»[1] یعنی سنّت رسول خدا و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ که عبارت از گفتار و دعوت، رفتار و سیرت و امضاء و تأیید آن بزرگواران می باشد، سرمشق و الگوی مومنین است و به همین جهت بر همه لازم است که از آن ها تبعیت نموده و پیروی نمایند تا از حیات و زندگی انسانی الهی برخوردار بشوند.
نهضت و قیام تاریخی امام حسین ـ علیه السلام ـ که در راستای استمرار دعوت نبوی و خلافت علوی و به هدف زدودن زنگارهایی که توسط حکام خودکامه و بیگانه از اسلام اموی و فرصت طلبان یهودی که بر سیمای اسلام ناب نشسته بود، صورت گرفت، سراسر درس می باشد و به منزله مدرسه ای است که حامل همه ایده های اصلی و اصیل اسلام است و گویی برای ایجاد یک نمایش حماسی، و تجلی عشق الهی، مساوات اسلامی و عواطف انسانی، همه در آخرین اوج به وسیله قهرمان های مختلف از پیر و جوان، زن و مرد، آزاد و برده، بالغ و کودک، به وجود آمده و همه ابعاد اسلام را (سیاسی، اجتماعی، و نظامی) نشان می دهد، هم توحید و عرفان و عشق الهی و تسلیم و رضا و محبت و پاک بازی با خدا، و هم در عین حال جنبه اعتراض و پرخاشگری شدید (بر ستمگران) و همدردی با محرومان، و هم حماسه اخلاقی، تحرّک، شجاعت و حماسه انسانی، و هم وعظ و اندرز و سکون (و ثبات) خاص به آن، و هم برابری و مساوات اسلامی، و هم تجلّی عالی ترین عواطف اخلاقی و اسلامی، ایثار و فداکاری.[2] و لذا: «از قتل حسین ـ عليه السلام ـ در دل های مومنان سوزشی است که هرگز به سردی نگراید.»[3]
پس امام حسین ـ علیه السلام ـ و نهضت خونین آن حضرت یک نمونه و الگوي بی نظیری است در اسلام از نظر تجدید حیات سیاسی، اخلاقی و اجتماعی اسلام، و از نظر برانگیختن احساسات انقلابی و حماسی که در پاسخ به سوال مورد نظر به چند نکته مهم از باب نمونه اشاره می گردد:
الف: یکی از مهم ترین پیام ها و درسهای سیاسی اجتماعی، نهضت و قیام امام حسین ـ علیه السلام ـ ، جنبه الهی بودن آن و در راستای اصلاح طلبی و راست کردن کجی های موجود در جامعه اسلامی آن روز می باشد که خود آن حضرت در وصیّت نامه معروفش به برادر خود محمد (ابن حنفیه) به آن تصریح نموده و می فرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم:

ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 12:30 ] [ محسن ] [ ]


روز اول محرم و دوم محرم امام حسين ـ عليه السلام ـ به کربلا نرسيده بود بلکه پس از روز دوم به کربلا رسيد. در روز اول محرم با سپاه حر ديدار کرد و حر و سپاه او توسط امام از آب سيراب شدند. نقل شده که ظاهرا در اول محرم بوده که کاروان حسيني در حرکت بودند و امام ـ عليه السلام ـ در صبحگاه دستور دادند که ظروف و مشک ها را پر از آب کنيد، حرکت کردند، ناگهان يکي از ياران امام با صداي بلند تکبير گفت، و گفت از دور نخلستاني پيداست. امام فرمود چه مي بينيد؟ عده اي گفتند نخلستان نيست گوشهاي اسب از دور چنان مي نمايد که نخل است آنها نزديک شدند تعداد هزار سواره نظام به فرماندهي حر مأمور از طرف عبيدالله بن زياد لعنه الله عليه. امام به يارانش فرمود از آنها پذيرايي و آن ها را که تشنه اند سيراب کنيد.[1]

تا روز دوم حر اصرار داشت حضرت را همراه کاروان به سوي کوفه ببرد بين امام و حر گفتگوهايي صورت مي گرفت و امام ـ عليه السلام ـ وقت نماز ها، نماز را اقامه مي کرد و سپاه حر نيز با حضرت و به اقتدا به امام نماز جماعت مي خواندند بدين ترتيب امام پس از نماز ظهر و عصر بر آنها موعظه و اتمام حجت مي نمود. حر نيز به خواسته و مأموريت خود پافشاري مي کرد اما امام ـ عليه السلام ـ از قبول درخواست او امتناع مي کرد، حر به امام عرض کرد که در اين واقعه تو و همراهانت کشته مي شوند اگر اصرار و پافشاري برمخالفت کني. حضرت در اين حال به شعر يکي از صحابه استناد فرمود و گفت تو مرا از مرگ مي ترساني مرگ بر جوان مرد عار نيست وقتي آرزوي حق و قصد دفاع از حق را داشته باشد و جهاد کند... وقتي حر اين اشعار را از امام شنيد به کناري رفت و با سپاه خود حرکت کرد امام نيز با قافله خود در حرکت بودند تا به منزلگاه بيضه رسيدند. امام براي اتمام حجت خطبه اي خواند و اهداف خويش را آشکار نمود و با استناد به سخنان پيامبر اکرم(ص) فرمود که هر کس سلطان ستمگري را بنگرد که حرام خدا را حلال مي کند و عهد شکن است، بر مسلمانان است که در مقابل او اعتراض کند.[2]

در مسيري که امام از مکه حرکت کرد روز هشتم ذي حجه تا رسيدن به کربلا با افراد و

ادامه مطلب
[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 12:28 ] [ محسن ] [ ]

طول سفر کاروان ابا عبد الله ـ علیه السلام ـ از مدینه تا کربلا و روز عاشورا

پس از هلاکت معاویه در سال شصت هجری، یزید به خلافت رسید. او به والی خود، ولید بن عتبه بن ابی سفیان در مدینه، نوشت تا به سرعت از امام حسین ـ علیه السلام ـ ، بیعت بگیرد.[1] امام حسین ـ علیه السلام ـ با ولید در شب 27 رجب سال 60 هـ.ق ملاقات کرد. امام حسین ـ علیه السلام ـ آن شب را در مدینه در منزل خود ماند، ولید عصر روز شنبه گروهی را نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ فرستاد تا آن حضرت نزد او رفته و در حضورش با یزید بیعت کند. امام حسین ـ علیه السلام ـ به فرستادگان ولید فرمود: تا فردا صبح مهلت دهید تا امشب هم شما و ما در این باره بیندیشیم، خبر به ولید رسید، او مهلت داد. امام حسین ـ علیه السلام ـ در همان شب که شب یک شنبه بیست هشت رجب سال 60 هـ.ق، همراه فرزندان و برادران و برادر زادگان و بيشتر خاندانش از مدینه به سوی مکه حرکت کردند.[2] آن حضرت با همراهان در شب جمعه سوم شعبان به مکه رسیدند.[3] امام حسین ـ علیه السلام ـ در ایام آغاز ذیحجه در مکه احساس خطر نمود، چرا که بیم آن می رفت، سربازان یزید آن حضرت را دستگیر کرده و به شام نزد یزید ببرند، به همین دلیل آن حضرت خانه خدا را طواف و میان صفا و مروه سعی نمود و از احرام بیرون آمده و احرام حج را به عمره تبدیل نمود، زیرا نمی توانست حج را تمام کند. امام در روز هشتم ذیحجه سال 60 هـ.ق با خاندان و فرزندان و شیعیانی که به او پیوسته بودند از مکه به سوی عراق حرکت کردند.[4] همان روزی که مسلم بن عقیل در کوفه قیام کرد.
آن حضرت ماه شعبان، سوم شعبان به بعد، رمضان، شوال، ذی القعده و هشت روز از ذی الحجه را در مکه ماند.[5]
بنابر این ایشان و همراهانش حدوداً به مدت 125 روز در مکه اقامت نموده اند. امام ـ علیه السلام ـ در طی مسیر مکه تا کربلا بيست منزل ـ و به قول بعضی بیشتر ـ را پشت سر گذاشته و روز دوم محرم به سرزمین کربلا رسیدند.[6] وقتی که امام و خویشان و یاران به زمین کربلا رسیدند امام ـ علیه السلام ـ فرمود: پیاده شوید این مکان جایگاه فرود بار و اثاثیه ماست و محل ریختن خون و قبور ما است.[7]
نتیجه این که آن حضرت و همراهانش 28 رجب از مدینه خارج و روز دوم ماه محرم الحرام به سرزمین کربلا رسیده اند، که در مجموع کاروان امام حسین ـ علیه السلام ـ با توجه به توقف چهار ماهه در مکه، در مدت 154 روز، به سرزمین کربلا رسیده، و مدت خروج امام ـ علیه السلام ـ تا روز عاشورا، نیز 162 روز می شود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ چهره ها در حماسه کربلا، محمدباقر پور امینی.
2ـ سوگنامه آل محمد، محمد محمدی اشتهاردی.

-----------------------------------
[1] . ابن اعثم، الفتوح، هند، 1393 هـ.ق ، ج5، ص 11.
[2] . ابن الاثیر، الکامل فی التاریخ، بيروت، دار صادر، 1385 هـ.ق، ج4، ص 16.
[3] . شیخ مفید، الارشاد، قم، موسسه آل البیت احیا التراث، ج2، ص 67.
[4] . بلاذری، انساب الاشراف، بیروت، دار التعارف، ج3، ص 160.
[5] . ابو مخنف، مقتل، ترجمه موسوی، قم، چاپ اول، 1378ش، ص 33.
[6] . احمد بن سهل بلخی، البدء و التاریخ، تهران، مکتبه الاسدی، ج6، ص 10، قزوینی، الامام الحسین و اصحابه، قم، چاپ باقری، ص 194.
[7] . سید بن طاووس، ملهوف، قم، انتشارات داوری، ص 35.

مرکز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات

اندیشه قم

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 12:27 ] [ محسن ] [ ]

علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 13:20 ] [ محسن ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

روزی تیتر روز نامه ها این است:
مهدی(عج)آمد
لینک دوستان
امکانات وب
src="http://www.weblogskin.com/tools/hadis1/hadis.js">

روزشمار غدیر
دعای فرج
زیارت عاشورا
روزشمار فاطمیه
دعای عظم البلا
ذکر کاشف الکرب



در اين وبلاگ
در كل اينترنت

کد موزیک آنلاین برای وبگاه